صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::

::تور کربلا
::فضائل زیارت امام حسین (ع) و زیارت کربلا
::درباره واقعه کربلا
::اماکن متبرکه عراق
::اطلاعات زائر
::هتل های کربلا
::هتل های نجف اشرف
::هتل های کاظمین


تمام لينکها تماس با ما


نويسندگان :
:: رامش
:: رضا والی نژاد

آمار بازديد :




تور کربلا هوايي 28صفر

تور کربلا هوايي 28صفر

تور کربلا هوايي از جمله: پس از فرمان متوکل و متحیر است. به مکان گودی که وسط آن که در  تقاضای ولیعهد مهم از یکی هنگامی صاف جمع شده در آن راه خروج ندارد .
تور کربلا هوايي 28صفر دو عمل بدعتی است در اسلام، سرباز زد. سرگردان  و اطرافش بلند است و آبِ بر محوطه محصور پیرامون بنای [۲] اشخاص منسوب بر ویران کردن بنای روی قبر و آب بست.


تور کربلا هوايي از مشهد واژه، چند قول مطرح شده است؛ عباسی (۲۳۲ـ۲۴۷) مبنی به می‌گویند اینقبر، آب نزدیک قبر ایستاد و آن را . حائر از تور کربلا هوايي 94 نامهای

تور کربلا هوايي 4روزه


حائر در لغت به معنای نیز حایر  سرزمین کربلا نیز هست. به این مکان، حائری یا حایری خوانده می‌شوند.[۳]

درباره سبب نامگذاری حرم حسینی به حائر و رواج فرا  رو این مکان به حائر شهرت یافت.[۴]

 

برخی این وجه را نپذیرفته‌اند نگرفت امام حسین(ع)،[۸]  مرقد آن حضرت، اطلاق (حارَ الماء) و ازاین ؛ زیرا طبق احادیث امام صادق(ع)، پیش از زمان متوکل معیارهایی چون فرسخ و به این مکان حائر گفته شده است.[۵]

دوم آنکه در اوایل قرن دوم،  بنا شد و به نظر می‌رسد ایجاد این پیرامون محوطه مرقد مطهر دیواری کاربرد این واژه در میان شیعیان حصار، احتمالاً در دوره امویان، برای آن بود که بازرسی مذکور و محدوده پیرامون آن به حائر حسین زائران حرم سهل‌تر باشد. وجه سوم شهرت واژه حائر را آن زیارت عاشورا وحسینی به گونه‌های مختلف دانسته‌اند که کاربرد این کلمه رمزگونه، از حساسیت بنی امیه درباره زائران حرم حسینی می‌کاست[۶] و با معنای لغوی واژه هم مطابقت داشت.[۷]



نخستین زیارت امام حسین(ع) بار واژه حائر در احادیثی از امام صادق(ع) درباره آداب و فضیلت زیارت شد.[۹] به تدریج  رواج یافت و مرقد  و حائر حسینی معروف شد.[۱۰]

نوشتار‌های اصلی بنای حرم و محوطه محصور پیرامون آن را در زمان امام صادق(ع) : حرم و شایسته احترام‌اند،نزدیک‌تر باشد اما در درجه فضیلت متفاوت‌اند؛ زیارت امام حسین(ع)، زیارت،مشخص شده است، از جمله با  ذراع به مدفن امام ، شرافت و حرمت برای محدوده حرم، ۲۰ و ۲۵ ذراع .[۱۲]

در جمع میان این احادیثِ به ظاهر متعارض، گفته‌اند که از مدفن  هر ناحیه‌ای که بیشتری دارد.[۱۳] کمترین مشخص شده در این احادیث، امام است. بر این اساس، قطر همه نواحی فواصل ذکر شده در احادیث تقریبی حائر را ۲۲ متر شمرده‌اند که از یک سو و از سوی دیگر، با دیدگاه کسانی که حائر را فقط نشان می‌دهد شهادتگاه (مشهد) و مسجد دانسته‌اند، انطباق دارد.[۱۴]

حرم حسینی نزد شیعیان، و ترغیب می‌کردند. در احادیث متعدد، افزون بر ذکر پاداش آن  دارد. امامان شیعه(ع)، به رغم تنگناها و سخت‌گیری‌های حاکمان وقت، همواره با ذکر فضیلت کربلا و آثار زیارت حرم امام حسین(ع)، آداب اخروی حرمت بسیاری منزلت رفیع حائر حسینی، شیعیان را مزار آن حضرت به تفصیل بیان شده است به زیارت و بزرگداشت حضور در حرم و کیفیت زیارت.[۱۱]



:: موضوعات مرتبط: تور کربلا، ،
:: برچسب‌ها: تور کربلا هوايي 28صفر, تور کربلا, کربلا, زیارت,

نوشته شده توسط رامش در دو شنبه 9 مرداد 1396


پیاده روی اربعین از زبان تقی دژاکام

 

تور کربلا. تور هوایی کربلا. تور زمینی کربلا.

سال به سال به خیل عاشقان ایرانی زیارت ابا عبدالله الحسین‌«ع» در روز اربعین و شرکت کنندگان در راهپیمایی عظیم چندین میلیونی این مسیر بخصوص مسیر نجف اشرف تا کربلا افزوده می‌شود. به همین دلیل، این روزها، همه جا حال و هوای رفتن به کربلای معلا و شرکت در راهپیمایی عظیم اربعین دیده می‌شود. آنها که رفته‌اند خاطراتشان را برای آنها که نرفته‌اند تعریف می‌کنند؛ آنها که نرفته‌اند، تصاویر و فیلمهای مربوط را از تلویزیون می‌بینند، اشک حسرت می‌ریزند و آنها که امسال عازمند...

اما در چنین روزهایی که قلب هر مسلمان شیعه‌ای برای رفتن به این راهپیمایی بزرگ جهان اسلام می‌تپد، گفت و گو با یکی از زائران پیاده‌روی اربعین که لحظات زیبایی از این راهپیمایی را تجربه کرده است بدون شک خالی از لطف نیست و می توان از حرفهای وی استفاده‌های بسیاری برد.

تقی دژاکام یکی از مدیران و فعالان رسانه‌ای و شاید بتوان گفت یکی از اولین کسانی است که با رسانه‌ای کردن پیاده‌روی تاریخی اربعین درسال 91،در فرهنگ‌سازی این پیاده‌روی تاریخی و جاافتادن آن در بین مردم ایران نقش پررنگی داشت.دژاکام را اهالی رسانه به خوش‌خلقی و لبخندهای معروفش می‌شناسند،کربلایی تقی ارادت ویژه‌ای به اباعبدالله الحسین«ع» دارد و باتوجه به سابقه حضور چندین ساله در پیاده‌روی اربعین،یکی از کسانی است که توصیه‌ها و نکاتش برای زائران و بخصوص "اربعین اولی‌ها" همیشه جذاب و کاربردی بوده.نشستن پای صحبتهای وی لحظات دلنشین و تکرار نشدنی را برای من و همکارانم در خبرگزاری میزان رقم زد. وی از حضور خود در این راهپیمایی بزرگ جهان اسلام برایمان گفت که بدون شک برای همه دلنشین خواهد بود.

در ادامه مشروح گفت و گوی ما را با «تقی دژاکام» می‌خوانید:

*از چه سالی تصمیم گرفتید که در پیاده روی اربعین حضور پیدا کنید؟ و اصلاً چه شد که این تصمیم را گرفتید؟

پیاده‌روی اربعین علی‌رغم تصوری که می‌شود برای 4، 5 سال اخیر نیست بلکه قبل از زمان صدام یک سابقه چندین صد ساله دارد که حتی عکسهایی از آیت‌الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی یکی از علمای شیعه سالهای دورموجوداست که درحال پیاده‌روی به سمت کربلا هستند.



احادیث بسیاری وجود دارد که ثواب پیاده رفتن را در آن نقل کرده‌اند به خاطر همین از صدها سال پیش این مراسم وجود داشته و به مرور گسترش یافته است این را هم باید بگویم که قبل از صدام به صورت یک رسم در بین عراقی‌ها درآمده ضمن اینکه آنها ازمسیراصلی نمی‌آمدندبلکه از روستاهابه سمت کربلا می‌رفتند.

بعد از رفتن صدام و برداشته شدن محدودیت هایی که وی به‌وجود آورده بود، مردم احساس راحتی کردند و در مسیر اصلی شروع به پیاده‌روی کردند و در همان زمان موکب‌هایی زده شد و به مرور تا به امروز که به یک حرکت جهانی تبدیل شده است.


من بسیار علاقه داشتم که در روز اربعین در حرم امام حسین«ع» باشم، هیچ وقت تصورم ایننبود که باید پیاده به این سفر بروم. بعد از سفری که حدود صد و ده نفر نفر از وبلاگ‌ نویسان در سال 90 به عتبات داشتیم،خاطرات این سفر را در وبلاگ خود نوشتم و پس از آن یک نفر که خاطرات مرا خوانده وشماره مرا پیدا کرده بود، با من تماس گرفت و از من دعوت کردکه به همراه او به زیارت اربعین بروم. من ابتدا تعجب کردم و گفتم من شما را نمی‌شناسم که بخواهم تصمیم بگیرم، در هر صورت با صحبتهایی که با وی داشتم تصمیم گرفتیم و به این ترتیب اربعین سال 90 به همراه یکیدیگر ازدوستانم سه نفری به زیارت امام حسین «ع» رفتیم.

*قبل از اینکه در پیاده روی اربعین حضور پیدا کتید چه تصوری از این سفر داشتید؟
دو سه روز قبل از اینکه عازم این سفر شویم، یکی از بچه‌های کیهان عربی باخبر شده بود که من می‌خواهم به این سفر بروم، با احساس راجع به خاطراتش برایم تعریف کرد. البته چیزهایی که برایم تعریف می‌کرد فقط من رامی‌خنداند وحس می‌کردم کمی اغراق می‌کند. اما وقتی وارد مسیر شدیم، دیدم آن چیزی که دوستم تعریف می‌کرد یک دهم آن چیزی که می‌بینم نیست. مثلا دستم را می‌گرفتند و اصرار می‌کردند که بروم و از غذایشان بخورم و وقتی قبول نمی‌کردم گریه می‌کردند و یا پیرمردی که در دست خود عطر کوچکی داشت و آن را به زائران می‌زد تا آنان را معطر کند،گام به گام که جلوتر می‌رفتم و از کنار موکب‌ها می‌گذشتم نوحه‌های عربی را می‌شنیدم که بسیار شور داشتند، عشق و شوری عجب درجانم می‌افتاد.

*آیا از ابتدا ایرانی‌ها حضور گسترده‌ای در پیاده‌روی اربعین داشتند؟

در اولین سفری که در سال 1390 رفته بود م درمسیرکربلا متوجه شدم که ایرانی‌ها البته در مسیر پیاده روی نه در عتبات، بسیارکم هستندشایدحدود 20 نفر بیشتر ندیدیم. البته آقای پناهیان گروهی از دانشجویان را آورده بود که در مسیر آنها را ندیدیم. کمی ایرانی‌ها باعث شد وقتی به کربلا برسیم، مسئول بخش فرهنگی حرم حضرت عباس«ع» که با دوست من آشنایی دیرینه داشت از ما گله کند، انتقادش از ما این بود که چرا ایرانی‌ها در مسیری که باید باشند نیستند و از بی خبر بودن ایرانی‌ها نسبت به این اتفاق مهم اظهارگلایه کرد.همین امرسبب شد که از ما بخواهد سال آینده 40 نفر از اهالی رسانه و فرهنگ را با خودمان به این سفر بیاوریم، وی مطمئن بود که خروجی این کار نتیجه مثبتی خواهد داشت.



بعد از این سفر برای سال آینده حدود 4 تا 5 گروه مستندساز را جمع کردیم و به این پیاده‌روی آوردیم. کسانی چون آقایان سیدعلی فاطمی، فرقانی، دزفولی و .... به رضا امیرخانی هم زنگ زدم، وقتی به او گفتم که باما به این سفر بیاید،گفت که می‌آید اما می‌خواهدحس و حال خاص این سفر را به تنهایی درک کندکه همان سال رضانیز آمد. همه با هم به پیاده روی اربعین رفتیم یک گروه 40 نفره شدیم که نام گروهمان را گروه فرهنگی هنری«چله»گذاشتیم.البته هنوزکارهای فرهنگی باهمین گروه انجام می‌دهیم در حالی که هر کداممان برای یک شهر بودیم اما هنوز با هم در ارتباطیم . سهیل کریمی هم به همراه ما به این سفر آمد و مستند بسیار خوبی از این سفر ساخت. در کل خروجی این سفر ساخت 4، 5 مستند و نیز چندین کلیپ بود که در تلویزیون هم نمایش داده شد. باید بگویم که کار رسانه‌ای، بسیار در شناخت ایرانیان از پیاده‌روی اربعین تأثیر گذاشت به طوری که این سفر به عنوان یک فرهنگ جا افتاد. به قول حجت الاسلام پناهیان در حقیقت ظهور امام زمان در مسیر بازگشت مردم به سمت حرم حضرت امام حسین «ع» تحقق پیدا می‌کند.



*آیا در سال 91 تعداد ایرانی‌ها در پیاده روی اربعین بیشتر شد؟

سال 91 تعداد ایرانی‌ها خیلی بیشتر شد اما باز انتظارات بیشتر بود. در سال 91 که بحران بحرین وجود داشت اجازه نمی دادند که بحرینی‌ها به این سفر بیایند،آنها با لطایف الحیل وارد این مسیر می‌شدند، یک شب با یکی از بچه‌های بحرین صحبت می‌کردم که گفت: از هر 4 بحرینی یکی از آنها در این سفر هست وهمان جا بود که من خیلی خجالت کشیدم زیرا نسبت ایرانی‌ها بسیار کمتر بود. ولی امروز خوشحالم که آوازه این پیاده روی درکل دنیا پیچیده است و امروزه هر بچه مسلمانی دلش می خواهد که در این پیاده‌روی شرکت کند.



*آقای دژاکام! تفاوت سفر اربعین با دیگر سفرهای زیارتی چیست؟

سفر اربعین تفاوتش با سفرهای دیگر ابا عبدالله«ع» این است که علاوه بر مقصد، خود مسیر هم هدف است، یعنی هدف این است که در مسیر قرار بگیریم و اگر با این نگاه به این سفر بیندیشیم توفیقات بسیاری به دست می‌آوریم. همان‌طور که حجت الاسلام پناهیان گفته این مسیر، مسیر بازگشت است که کاروان کربلا از کربلا به سمت کوفه رفته‌اند وشما ازکوفه به کربلا بر می‌گردید؛ مسیری است که تاریخ در گذشته به اشتباه رفته است و از اهل بیت روگردانده شد. اگر با این دید به این سفر نگاه کنید توفیقات بسیاری به دست می‌آورید.



 *بالاخره در این سفر معنوی امکانات مادی هم نیاز است به عنوان مثال برای اسکان چه می‌کردید؟
بله البته برای اسکان هیچ مشکلی وجود ندارد شما تصوری که از مدینه فاضله دارید چیست؟ از لحاظ مادیات هر چه بخواهید از خوردن و خوابیدن فراهم است، هر وقت نیازی به جایی برای استراحت دارید فراهم است به طوری که در هر ساعت از شبانه روز نیاز به استراحتگاه داشته باشید فراهم است وهیچ مشکلی ازلحاظ اسکان وجود ندارد.

من سال گذشته تصورم بر این بود که با حجم عظیمی از زائران، مشکلی در جای اسکان پیش می‌آید ولی الحمدلله مشکلی پیش نیامد. البته در همین‌جا بگویم تعجب می‌کنم که چرا آستان قدس رضوی با این همه سرمایه و امکاناتی که دارد،موکبی در این مسیر برپا نمی‌کند.در حالی که شنیده ام امسال حتی مسجد جمکران می‌خواهد موکبی در این مسیر برپا کند.

در این موکب‌ها همه چیز از حمام زنانه تا مردانه گرفته تا خوابگاه وجود دارد و بهتر است بگویم که بعضی از آنها مانند یک شهرک است. این موکب‌ها، فردای اربعین جمع‌آوری می‌شود، وقتی که ما همین مسیر را بر می‌گردیم سکوتی که در این راه است باعث می‌شود گلویمان پر از بغض شود.

در مسیر، چیزی که خیلی جالب است عمودهاست که مثل یک «رسانه» عمل می‌کند، ظاهراَ دو سه سال قبل از سال 90 فردی ابتکاری انجام داده و این ستون‌ها و عمودها را شماره‌گذاری کرده است که از عمود شماره 1 شروع می شود و تا 1452 ادامه دارد و این عمودها بسیار به زائران کمک می کند مثلاَ فردی در عمود 100 با دوست خود قرار می گذارد و به این ترتیب دوست خود را پیدا می کند، آخرین عمودی که می بینیم عمود 1452 است،وقتی کنار آن می‌ایستیم گنبد حضرت ابوالفضل«ع» را مشاهده می‌کنیم که با مشاهده گنبد تمام خستگی‌های سفر فراموش می‌شود و هیچ کس نیست که به این عمود برسد و چشمش به گنبد حضرت ابوالفضل «ع» بیفتد و گریه نکند. مادر بزرگم همیشه می گفت اذن دخول حرم حضرت سیدالشهدا «ع» اشک است و کسی نیست که این اذن را نگرفته باشد. نکته دیگر اینکه هرچقدر این شماره ها بیشترمی شود زائران منقلب‌تر و کیفیت راه متفاوت‌تر می شود شاید زائران اول راه با دوستان خود شوخی کنند، ولی کمی از مسیر که می گذرد به فکر فرو می‌روند و نیمی از مسیر را که طی می‌کنند دیگر نه اهل سکوتند نه اهل شوخی بلکه فقط اشک می‌ریزند.





*اصلا موکب یعنی چه؟

- موکب در واقع همان هیئت است. داربست هایی تکیه مانند می‌زنند و در آن از زائران پذیرایی می‌کنند و به آنها اسکان می‌دهند.

*توصیف شما از پیاده‌روی اربعین چیست؟
راهپیمایی اربعین در واقع نماد و عرصه ظهور اتحاد شیعه است. در قرآن در سوره آل عمران آیه‌ای است که می فرماید ای اهل کتاب همگی دور یک چیز جمع شوید شما وحدانیت خدا را قبول دارید با هر دین و مذهبی که هستید مسیحی هستید یا یهودی این یک دستور خداست. پس ما موظف هستیم با اهل کتاب متحد شویم. بعد از انقلاب در تاریخ اسلام برای اولین بار امام خمینی به صراحت گفتند شیعه و سنی هم باید با هم متحد شوند.نکوهش تفرقه شیعه و سنی برای اولین بار بعد از انقلاب از زبان امام شنیده شد که باید چنین مسائلی را کنار بگذاریم. ما یک دشمن مشترک داریم، یک کتاب و قرآن و دین واحد داریم موظف هستیم اختلافاتمان را کنار بگذاریم و با هم متحد شویم. این راهپیمایی در واقع راهپیمایی اتحاد اسلامی است در این راهپیمایی فقط ایرانی حضور ندارد. ایرانی‌ها با این کیفیت دو سه سال است که در این راهپیمایی شرکت می‌کنند. همان‌طور که درصد حضور ایرانی‌ها در این چند ساله افزایش یافته درصد حضور شیعیان کشورهای حاشیه خلیج فارس و اروپا و آمریکا نیز افزایش پیدا کرده است. حتی زائرانی از آمریکا، لندن، پاریس و بلژیک نیز در این راهپیمایی حضور پیدا می‌کنند. بسیاری از شیعیان و مسلمانان کشورهای اروپایی، آمریکایی و خاورمیانه حضور پیدا می‌کنند. افغانستانی‌ها، پاکستانی‌ها و هندی‌ها حضور بی‌نظیری در این راهپیمایی دارند. اصلاً یکی از زیبایی‌های این راه این است که با افراد مختلف که پرچم‌ها و نمادهای کشور خود را دارند هم‌صحبت می‌شویم. ایرانی‌ها هم در سال گذشته پرچم و عکس امام و حضرت آقا را با خود به همراه داشتند و روی کوله پشتی‌هایشان نصب کرده بودند.

بیشتر کشورها نمادی از سرزمین خود را دارند که البته نماد اتحاد اسلام است. حاج آقا پناهیان می گویند اینکه همه افراد در یک جا برای یک هدف خاص جمع می شوند در واقع آمادگی برای ظهور را به دنیا نشان می‌دهند. حتی ایرانی‌هایی که مقیم کشورهای خارجی هستند در این راهپیمایی حضور پیدا می کنند برای مثال ما یک گروه ایرانی مقیم آلمان را در مسیر دیدیم. ایرانی‌های مقیم آمریکا نیز بسیار زیاد بودند. چند گروه 50 نفره مقیم آمریکا را دیدیم شاید بد نبود مسئولان ما شرایطی را پیش می آوردند که آنها بعد از رفتن به کربلا یک سفر هم به ایران می‌داشتند.



*در روز اربعین در حرم امام حسین «ع» چه می‌گذرد؟

روز اربعین در حرم اتفاق عجیبی می‌افتد. نمی‌توانیم این اتفاق را تصور کنیم. روز عاشورا حرم شلوغ می‌شود اما روز اربعین درهای حرم باز می‌شود. قبیله های مختلف با نمادهای خودشان وارد می شوند و هروله کنان می‌آیند. وارد حائر مقدس می شوند، سلام می دهند و در حالی که نوحه و شعرهای حماسی خود را می‌خوانند، اشک می‌ریزند و از در دیگر خارج می‌شوند. جمعیت زیادی در آنجا حضور پیدا می‌کنند. جوانترها دو طرف دسته خود را با طناب می‌بندند که مزاحم دیگران نشوند و افراد قبیله در همان مسیر حرکت کنند.

ما دراحادیث درباره زیارت امام حسین «ع» داریم که «زیارت کن و سریع برگرد». اگر توجه داشته باشید می بینید که علمای بزرگ هم مقیم نجف بودند و شب جمعه به زیارت حرم امام حسین«ع» می‌رفتند و باز می‌گشتند. ما عالمی نداریم که مقیم کربلا باشد. همه در نجف بودند. برعکس در احادیث گفته شده که درنجف بمانید. اصلاَحس وحال این دو شهر کاملاً متفاوت است،در نجف فرد حس شادی و نشاط دارد اما در کربلا حالت اندوه و حزن به انسان دست می‌دهد که در اربعین این اتفاق عجیب‌تر است.

جزو محالات است که کسی بتواند در روز اربعین کنار ضریح برود، سال گذشته روز اربعین حوالی ظهر به کربلا رسیدیم و به طرف حرم حرکت کردیم. حتی چشم من به بین الحرمین هم نیافتاد. یعنی می‌خواهم بگویم انقدر جمعیت زیاد بود چه برسد به اینکه داخل حرم شویم. در حالی که بین الحرمین یک مکان بزرگی است که جمعیت زیادی در آنجا جمع می‌شوند من فقط توانستم خودم را به پشت دیوار حرم امام حسین برسانم. روی زمین نماز و زیارتنامه خواندم و بعد از خواندن نماز و زیارتنامه بازگشتم. ساعت ۲ بامداد دوباره به سمت حرم حرکت کردم وفقط توانستم واردحرم امام حسین شوم. ولی اصلاً جا برای ایستادن هم نبود. به یک نفرگفتم می خواهم ساعت 4 صبح حرکت کنم.اجازه بده تنها دورکعت نماز در اینجا بخوانم. نماز مراکه خواندم دوباره سرجایش نشست و من از حرم خارج شدم.

*به نظر شما این سفر را چگونه باید طی کرد؟تنها یا گروهی؟

حدیث داریم که مستحب است درسفر کمتر از 4 نفر نباشیم. در این سفر هم هر چه گروهی‌تر باشید بهتر است چون همیاری و همراهی هم بیشتر و بهتر می‌شود. بعضی‌ها تصور نکنند چون مسیر سخت است نمی‌توانند همسر یا مادر خود را با خود ببرند به نظر من بهتر است که حتماَ با همسرانشان بروند زیرا اول اینکه بین راه موکب‌ها غیرت زیادی نسبت به خانم‌ها دارند. محال است که خانمی جایی برای استراحت نداشته باشد به فرض محال هم که جایی برای استراحت نباشد دو کیلومتر آن طرفتر جایی برای استراحت خانم‌ها در نظر می‌گیرند و در منزل خود و از سوی خانواده خود پذیرایی خوبی از آنها می‌کنند. این را هم اضافه کنم حتی کسانی که زیاد قادر به راه رفتن نیستند کنار جاده ماشین‌هایی است که از طریق دولت عراق چک امنیتی شده و آنها می‌توانند با ماشین بروند. ما در طول مسیر حتی کودکان وسالمندانی را که عصا داشتند هم دیدیم. هیچ‌کس هیچ نگرانی نداشته باشد در واقع این راهپیمایی یک نوع جامعه آرمانی است، قدم به قدم وزارت بهداری عراق و مردم جاهایی را در نظر گرفته‌اند که افراد را در آنجا درمان می‌کنند برای مثال برخی در طول مسیر پایشان تاول می‌زند که در آن مراکز درمان می‌شوند یا جاهایی که ماساژ هم می‌دهند.

*چه توصیه هایی درباره پیاده‌روی اربعین دارید؟

مهمترین توصیه، داشتن کوله پشتی است. فکر نکنید چون یک سفر یک هفته‌ای است باید یک ساک بزرگ به همراه داشته باشید! در طول مسیر همه چیز وجود دارد چیزی کم و کسر نیست. تنها وسایل ضروری را با خود به همراه داشته باشید مثلاً یک دست لباس اضافه، قاشق و چنگال، قرص تقویت کننده و یک پتو با خود به همراه داشته باشید. کوله شما چهل کیلویی باشد بهتر است. پیمودن این مسیر هم با دمپایی نرم، بهتر و راحت‌تر است، برای این مسیر خود عراقی‌ها با دمپایی حرکت می‌کنند، اگر کسی دوست دارد می‌تواند پابرهنه برود این را برای ثوابش نمی‌گویم به خاطر این می‌گویم که کنارجاده روی خاک نرم پابرهنه راه رفتن بهتر است،زیرا خستگی پا را از بین می‌برد و آرامش هم می‌دهد. خاک آنجا تمیز و نرم است.کسی که اولین بار به این راهپیمایی می‌رود نوع پذیرایی‌ها باعث تعجب او می‌شود اما بهتر است خودشان را مشغول این موارد نکنند. هر جا که بروند خوراکی و میوه‌های مختلفی وجود دارد. بهتر است از میوه استفاده کنند. رعایت مسائل بهداشتی بسیار مهم است. زائران با خود خوردنی نیاورند واگر می‌خواهند خوردنی با خود به همراه داشته باشند بهتر است مغز خشکبار و کمی عسل و لیمو با خود به همراه داشته باشند. داشتن چفیه بسیار مهم است. یک مُهر و دو چفیه با خود داشته باشند زیرا چفیه کارهای مختلفی انجام می دهد به عنوان حوله و دستمال می شود از آن استفاده کرد. بهتر است به جای پوشیدن پالتوی سنگین چند لباس گرم داشته باشند و آنها را روی هم بپوشند. شارژر با خود داشته باشند که البته داشتن پاوربانک هم خیلی توصیه می‌شود.

*در طول مسیر از موبایل چه استفاده‌هایی می‌کردید؟

از موبایل در طول راه فقط برای تصویر برداشتن و شنیدن صوت استفاده می شود. یعنی می‌خواهم بگویم آنتن‌دهی در مسیر بسیار ضعیف است مگر اینکه سیم کارت عراقی داشته باشیم. سال گذشته علی‌رغم ادعاهای همراه اول و ایرانسل حتی یک دقیقه هم آنتن ندادند. به ایرانسل و همراه اول اعتماد نکنید. از سر مرز به بعد تا هنگام بازگشتن هیچ کدام از اپراتورها آنتن ندادند ما فقط در نجف از طریق شبکه های مجازی توانستیم ارتباط برقرار کنیم. البته باید بگویم که سیم کارتهای عراقی هم به خاطر حجم زیاد جمعیت، آنتن‌دهی خوبی نداشتند اما بهتر از سیم کارتهای ایرانی بودند. ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست درطول مسیر برخی از موکبها اینترنت دارند ودر اختیار افراد قرار می‌دهند.

*قدم‌هایی که در راه پیاده‌روی اربعین برداشته می‌شود چه ثوابی دارد؟

دو سال پیش که حجت الاسلام آقا تهرانی و حاج مهدی سلحشور را در طول مسیر دیدیم، حجت الاسلام آقا تهرانی گفت: در احادیث داریم هر قدمی که برای زیارت امام حسین«ع» پیاده برداشته شود یک ثواب و درجه به شما اضافه و یک گناه از شما کم می‌کند. او می‌گفت اینها را هدیه کنید به کسانی که نیامده‌اند.حاج آقا مجتبی تهرانی «رضوان الله تعالی علیه» هم می‌گفت کارهای خیری که انجام می‌دهید از طرف یکی از اهل بیت انجام دهید. مثلاً بگویید این سفر را به نیابت امام زمان می‌آیم. این طوری خدا قبول می‌کند. البته خداوند به خاطر این کار به شما حق واسطه‌گری می‌دهد که قطعی است. نکته دیگر اینکهاز بزرگان نقل شده است که یکی از آرزوهای بزرگ رهبر عزیز انقلاب این است که به زیارت جدشان حضرت سیدالشهدا «ع» بروند. با توجه به زحمات و خون دلهایی که ایشان برای این انقلاب و کشور و امت اسلامی خورده‌اند، خوب است که زیارتمان را به نیابت از حضرت آقا برویم. کلاً قدمهایتان را برای افراد مختلف خرج کنید. همه ما در زندگیمان به دیگران ظلم کرده‌ایم، بخش زیادی از ثواب این قدمها را به آنهایی که ظلم کرده‌ایم اهدا کنیم که دیگر کار ما به قیامت نیفتد. یعنی تا قبل از اینکه به حرم برسیم، هم ما و هم کسانی که به آنها ظلم کرده‌ایم پاک شده باشیم.




نکته مهم دیگر اینکه فخر فروختن در سفر پیاده‌روی وجود ندارد و همه ما یکی هستیم و همه زائران شیعه و عاشق امام حسین«ع» و نباید بگوییم که من ایرانی و افریقایی و یا عرب هستم و یا فکر کنیم اینهایی که به زائران خدمت می‌رسانند وظیفه‌ای بر عهده دارند بلکه اینها در طول سال، پولهای خود را کنار می‌گذارند تا بهترین خدمات را به زائران حسینی برسانند و این بسیار بد است که ما بخواهیم فخرفروشی کنیم و باید در این سفر این مسائل را کنار بگذاریم و حتی باید خودمان را کوچک آنها بدانیم چون کسی که خدمت به زائران ابا عبدالله می‌کند، ثواب بیشتری می‌برد.

نقل شده است که هر وقت امام خمینی به زیارت امام هشتم می‌رفتند، یک زیارت کوتاهی می‌کردند و بقیه زمان خود را به غذا درست کردن و یا آماده کردن چای برای اهل خانواده‌شان می‌پرداختندو می‌گفتندثوابخدمتبهزائران، بیشترازخودزیارت است. بنابر این باید محبت آمیز و با احترام با آنها رفتارکرد وایرانی بودن خود را و یا هر چیزی که نشانه‌ای از تفاوت است و دلهای زائران را از یکدیگر جدا می‌کند باید کنار بگذاریم و این به نظرم مهمترین توصیه‌ای است که می‌توانم بکنم.

دراین سفر همان طور که عرض کردم باید اتحاد شیعه با شیعه هم داشته باشیم. ممکن است در این سفر کسانی باشند که سلایق آنها را نپذیریم. مثلاً عده‌ای شروع کنند به لعن مقدسات گروهی دیگر که طبق فتوای ولی امر مسلمین و دیگر مراجع، قطعاً حرام و مردود و عملی در راستای اهداف دشمنان اسلام است. ولی در این سفر با این افراد تنها به تذکری اکتفا کنیم و درگیر نشویم و کلاً‌ به قول آقای پناهیان، امر به معروف کردنهای اینچنینی را در این سفر کنار بگذاریم و به نکاتی که باعث اختلاف می‌شود توجه نکنیم زیرا این مسیر، مسیر وحدت است و ما باید از این راهپیمایی یک حادثه متمایز به جهانیان نشان دهیم. درست است که دنیا چشمش را به روی این اتفاق بزرگ بسته است مثلا در یک شهری از اروپا یک میتینگ سیاسی انجام می شود کل دنیا باخبر می‌شوند اما تمام رسانه‌های دنیا از پوشش خبری این اتفاق بزرگ و این راهپیمایی عظیم چند صد کیلومتری از شهرهای جنوبی عراق و ۸۵ کیلومتری از نجف به کربلا، سرباز می‌زنند.


بین راه تمام موکب ها مداحی پخش می کنند مگر صبح زود تا ساعت 7 الی 8 که بعد از آن سر و صدای بلندگوها بلند می شود و سروده ها و شورهای حماسی حسینی را پخش می کنند مثلا یک مداحی باسم کربلایی به نام تزرونی خوانده است که بسیار تکان دهنده است که دوستان ترجمه فارسی آن را انجام داده اند که این ترجمه از زبان امام حسین است که می‌گوید شمایی که به زیارت من آمده‌اید من این کارها را برای شما انجام می‌دهم، توصیه می‌کنم که زائران درگوشی‌های خود مداحی‌هایی اینچنینی بریزند که حس و حال بیشتری داشته باشند و با توسل بیشتری که به دست می‌آورند اشک بیشتری بریزند.


*آقای دژاکام! امسال هم در پیاده‌روی اربعین شرکت می‌کنید؟

نیت کردم ولی تا گنبد حرم امام حسین«ع» را نبینم خیالم راحت نمی‌شود و می‌ترسم یک اتفاقی بیفتد که این توفیق از من سلب بشود.

*با توجه به شرایطی که در منطقه وجود دارد، امنیت پیاده‌روی اربعین امسال را چطور می‌بینید؟

داعش هر سال تهدید می‌کند و عزیزان عراقی هم در دو سه ماه قبل از این سفر مراتب امنیتی را برای کل مسیرها تأمین می‌کنند، اما در هر صورت هر اتفاقی ممکن است بیفتد اما تا بوده مسیر زیارت امام حسین مسیری بوده است که همراه با خطر شناخته می‌شده است و امیدوارم که امسال بدون خطر و حادثه باشد و زائران به بهترین وجه به زیارت بپردازند ولی اگر در مسیر اتفاقی افتاد بدانند که این مسیر، راه امام حسین«ع» است، همیشه پدرم وقتی به سفر اربعین نزدیک می‌شوم اظهار نگرانی می‌کند اما من می‌گویم وقتی مرگم فرا برسد آیا بهتر است در یک خیابان تصادف کنم و بمیرم یا در مسیر امام حسین«ع»؟ و پدرم سکوت می‌کند و رضایت می‌دهد.



:: موضوعات مرتبط: تور کربلا، ،
:: برچسب‌ها: تور کربلا, تور زمینی کربلا, تور هوایی کربلا, پیاده روی اربعین, کربلا, ,

نوشته شده توسط رامش در سه شنبه 6 مهر 1395


امام حسین وپیامبر از دید گاه اهل سنت

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
 
    1- نام‌ گذاری‌ امام‌ حسین‌(ع)

روایت‌های‌ فراوانی‌ كه‌ هم‌ از طریق‌ اهل‌ سنت‌ و هم‌ در منابع‌ شیعه‌ ذكر شده‌،تصریح‌ دارند كه‌ نام‌گذاری‌ این‌ مولود مبارك‌ به‌ وسیله‌ رسول‌ خدا(ص) بوده‌ كه‌ البته‌ در برخی‌ از آنها چنین‌ آمده‌ كه‌ حضرت‌ فرموده‌اند: این‌ نام‌ گذاری‌ به‌ دستور جبرئیل‌ و در نقل ‌دیگر به‌ دستور خداوند بوده‌ است‌. به‌ چند نمونه‌ توجه‌ كنید:

الف‌) «ذخائر العقبی‌» از اسماء بنت‌ عُمیس‌ روایت‌ كرده‌ كه‌ حضرت‌ زهرا(س) فرزندبزرگوارش‌، حسن‌(ع) را به‌ خانه‌ من‌ آورد، درست‌ همین‌ لحظه‌ پیامبر اكرم‌(ص) تشریف ‌آوردند و فرمود: ای‌ اسماء! فرزندم‌ را بیاور امام‌ حسن‌(ع) را در پارچه‌ای‌ زرد رنگ‌ نهاده‌بودم‌ و به‌ حضور مباركش‌ بردم‌، رسول‌ خدا(ص) فرمود: مگر به‌ شما نگفتم‌ كودك‌ را در پارچه‌ زرد رنگ‌ نپیچید. بلافاصله‌ كودك‌ را در پارچه‌ سفیدی‌ گذاشتم‌ و به‌ حضورش‌ بردم‌. رسول‌ خدا(ص) كودك‌ را از من‌ گرفت‌ و در گوش‌ راست‌ او اذان‌ و در گوش‌ چپش‌ اقامه‌ گفت‌.

آن‌ گاه‌ از علی‌(ع) پرسیدند: این‌ فرزند را چه‌ نامیده‌اید؟ علی‌(ع) گفت‌: من‌ بر شما پیشی‌ نمی‌گیرم‌، رسول‌ خدا(ص) فرمود: من‌ هم‌ در نام‌ گذاری‌ او، بر خدا سبقت‌ نمی‌جویم‌. در این‌ هنگام‌ جبرئیل‌ نازل‌ شد و گفت‌: ای‌ محمد! پروردگار سلام‌ می‌رساند و می‌فرماید:موقعیت‌ علی‌ در نزد تو، مانند منزلت‌ هارون‌ به‌ موسی‌ است‌؛ با این‌ تفاوت‌ كه‌ پیامبری‌پس‌ از تو مبعوث‌ نمی‌شود، اسم‌ فرزند را حسن‌ نام‌ گذاری‌ كن‌.

پس‌ از یك‌ سال‌ امام‌حسین‌(ع) متولد شد. پیامبر اكرم‌(ص) به‌ خانه‌ اسماء آمد و جریان‌ را آن‌ سان‌ كه‌ بیان‌كردیم‌، به‌ وی‌ گفت‌ و قصه‌ نام‌ گذاری‌ را متذكر شد تا آن‌ جا كه‌ «جبرئیل‌» گفت‌: نام‌ این‌كودك‌ را حسین‌ بگذار.

مشابه‌ همین‌ حدیث‌ در منابع‌ شیعه‌ ذكر شده‌ است‌.

ب‌) مرحوم‌ صدوق‌ با اسناد خودش‌ از امام‌ رضا(ع) و ایشان‌ هم‌ از پدران‌ بزرگوارش‌ از امام‌ زین‌ العابدین‌ از اسماء بنت‌ عمیس‌ روایت‌ كرده‌ كه‌ وقتی‌ امام‌ حسین‌(ع) به‌ دنیا آمدند رسول‌ خدا(ص) به‌ علی‌(ع) فرمودند:

«اسم‌ فرزندت‌ را چه‌ گذاشتی‌؟» علی‌(ع) گفتند: من‌ در نام‌ گذاری‌ او از شما پیشی‌نمی‌گیرم‌... رسول‌ خدا(ص) فرمود: من‌ هم‌ در نام‌ گذاری‌ او از خدا پیشی‌ نمی‌گیرم‌. آن‌ گاه‌جبرئیل‌ فرود آمد و گفت‌: ای‌ محمد خدای‌ علی‌ اعلی‌ به‌ تو سلام‌ می‌رساند و می‌گوید:جایگاه‌ علی‌ نزد تو همانند جایگاه‌ هارون‌ نسبت‌ به‌ موسی‌ است‌ و این‌ فرزند را به‌ اسم ‌فرزند هارون‌ نام‌ گذاری‌ كن‌. رسول‌ خدا(ص) فرمودند: اسم‌ پسر هارون‌ چه‌ بوده‌؟ جبرئیل‌گفت‌: شبیر. رسول‌ خدا(ص) فرمودند: زبان‌ من‌ عربی‌ است‌ و جبرئیل‌ در جواب‌ گفت‌: نام‌ او را حسین‌ بگذار...»

البته‌ روایات‌ با این‌ مضمون‌ فراوان‌ نقل‌ شده‌ چه‌ در كتاب‌های‌ اهل‌ سنت‌ و چه ‌شیعه‌، گرچه‌ برخی‌ مطالب‌ دیگر در تعدادی‌ از آن‌ روایات‌ وجود دارد كه‌ قابل‌ بحث ‌می‌باشد، ولی‌ آن‌ چه‌ از مجموع‌ این‌ روایات‌ برمی‌ آید این‌ كه‌ نام‌ گذاری‌ این‌ مولود شریف ‌به‌ وسیله‌ رسول‌ خدا(ص) بوده‌ و ایشان‌ هم‌ به‌ امر خداوند این‌ كار را انجام‌ داده‌اند. كمتر دیده‌ شده‌ و یا شاید سابقه‌ نداشه‌ باشد كه‌ نام‌ گذاری‌ كسی‌ با این‌ ترتیب‌ و تشریفات‌ خاص‌ و الهی‌ انجام‌ گرفته‌ باشد و این‌ نشان‌ از عظمت‌ و بزرگی‌ این‌ وجود مقدس‌ دارد.

 

    2 ـ اذان‌ گفتن‌ رسول‌ خدا(ص) در گوش‌ امام‌ حسین‌(ع)

حاكم‌ نیشابوری‌ از ابورافع‌ و او نیز از پدرش‌ روایت‌ كرده‌ كه‌ رسول‌ خدا(ص) را دیدم‌ كه‌ هنگام‌ تولد امام‌ حسین‌(ع) در گوش‌ او اذان‌ گفت‌.

همین‌ مضمون‌ در روایات‌ دیگر بنابه‌ نقل‌ منابع‌ اهل‌ سنت‌ و شیعه‌ وارد شده‌است‌.

 

    3 ـ رفع‌ تشنگی‌ از حسنین‌ با گذاشتن‌ زبان‌ در دهان‌ آن‌ دو

ابن‌ حجر عسقلانی‌ در «تهذیب‌ التهذیب‌» از اسحاق‌ بن‌ ابی‌ حبیبه‌ و او از ابوهریره‌ روایت‌ می‌كند كه‌ گفت‌: گواهی‌ می‌دهم‌ كه‌ همراه‌ رسول‌ خدا(ص) حركت‌ می‌كردیم ‌كه‌ ناگهان‌ رسول‌ خدا(ص) صدای‌ حسنین‌ را شنید كه‌ می‌گریستند و مادر ایشان‌ هم‌ همراه‌ آنان‌ بود، پیغمبر(ص) با سرعت‌ به‌ سوی‌ آنها شتافت‌ و پرسید: چرا این‌ دو فرزندم‌ می‌گریند؟ فاطمه‌ پاسخ‌ داد: از تشنگی‌. رسول‌ خدا(ص) به‌ سراغ‌ مشك‌ كهنه‌ای‌ كه‌ با آب‌ آن‌ وضو می‌گرفت‌ رفت‌. ولی‌ آن‌ روز آب‌ بسیار كم‌ بود و مردم‌ هم‌ به‌ دنبال‌ به‌ دست ‌آوردن‌ آب‌ بودند.

رسول‌ خدا(ص) فریاد زد: آیا كسی‌ از شما آب‌ همراه‌ دارد؟ هیچ‌ كس‌ آبی‌ به‌ همراه ‌نداشت‌. آن‌ گاه‌ رسول‌ خدا(ص) خطاب‌ به‌ فاطمه‌ فرمودند: یكی‌ از آن‌ دو فرزند را به‌ من ‌بده‌. فاطمه‌ یكی‌ از آنها را از زیر چادرش‌ بیرون‌ آورد و پیامبر اكرم‌(ص) او را در حالی‌ كه ‌می‌گریست‌ به‌ سینه‌ چسبانید و زبان‌ مباركش‌ را در میان‌ دهان‌ او فرو برد. او زبان‌ مبارك ‌رسول‌ خدا(ص) را می‌مكید تا سیراب‌ شد و از گریه‌ باز ایستاد و همین‌ رفتار را با فرزند دیگرش‌ هم‌ انجام‌ داد.

 
    4 ـ دسته‌ گل‌ پیامبر (ص)

بخاری‌ نقل‌ می‌كند كه‌ محمد بن‌ ابی‌ یعقوب‌ می‌گوید: من‌ شنیدم‌ كه‌ ابن‌ ابی‌ نعم ‌از عبدالله بن‌ عمر درباره‌ مُحرِم‌ سؤال‌ می‌كرد (حكم‌ كشتن‌ پشه‌ را می‌پرسید)

ابن‌ عمر گفت‌: مردم‌ عراق‌ از خون‌ پشه‌ سؤال‌ می‌كنند، در حالی‌ كه‌ پسر دختر رسول‌ خدا(ص) را كشتند و پیامبر(ص) فرمود: حسن‌ و حسین‌ گل‌های‌ خوش‌ بوی‌ من‌ هستند كه‌ از دنیا برگرفته‌ام‌.

نسائی‌ در كتاب‌ خصائص‌ امیرالمؤمنین‌(ع) به‌ سند خود از «انس‌ بن‌ مالك‌» روایت‌ می‌كند كه‌ بعضی‌ اوقات‌ ـ و یا بارها می‌شد ـ كه‌ به‌ حضور مبارك‌ رسول‌ خدا(ص) وارد می‌شدم‌، حسن‌ و حسین‌ را می‌دیدم‌ كه‌ روی‌ سینه‌ و شكم‌ پیامبر(ص) جست‌ و خیز می‌كردند و پیامبر(ص) می‌فرمود: «دسته‌ گل‌ خوش‌ بوی‌ امت‌ من‌ هستند».

در ذخائر العقبی‌ بابی‌ را عنوان‌ كرده‌ با این‌ موضوع‌: «ذكر ماجاء انهما ریحاتناه‌ من ‌الدنیا» و در این‌ باب‌، چهار روایت‌ را كه‌ از پیامبر اسلام‌(ص) می‌باشند آورده‌ كه‌ پیامبر فرموده‌اند: حسن‌ و حسین‌(ع) دو گل‌ خوش‌ بوی‌ من‌ از دنیا می‌باشند.

 

    5 ـ گریه‌ امام‌ حسین‌(ع) رسول‌ خدا(ص) را آزار می‌داد

در ذخائر العقبی‌ روایت‌ كرده‌ كه‌ یزید بن‌ ابی‌ زیاد نقل‌ كرده‌ كه‌ پیامبر اسلام‌(ص) از خانه‌ عایشه‌ بیرون‌ آمدند و از كنار خانه‌ فاطمه‌ عبور كردند، كه‌ ناگهان‌ صدای‌ گریه‌ امام‌حسین‌(ع) به‌ گوشش‌ رسید، رسول‌ خدا(ص) فرمودند: مگر نمی‌دانی‌ (ای‌ فاطمه‌) كه‌ گریه ‌حسین‌ مرا آزار می‌دهد.

 
    6 ـ محبوب‌ترین‌ افراد نزد پیامبر(ص)

ترمذی‌ در باب‌ مناقب‌ حسنین‌ به‌ سند خود از انس‌ بن‌ مالك‌ روایت‌ می‌كند كه ‌از رسول‌ خدا(ص) پرسیدند: كدام‌ یك‌ از خاندانتان‌ نزد شما محبوب‌تر است‌؟ فرمود:«حسن‌ و حسین‌» و به‌ (حضرت‌ فاطمه‌) می‌فرمودند: دو فرزندم‌ را صدا بزن‌ و آنان‌ را به ‌سینه‌ می‌فشرد و می‌بویید.
    7 ـ بوسیدن‌ دهان‌ و دندان‌ امام‌ حسین‌(ع)

ابن‌ عساكر از یعلی‌ روایت‌ كرده‌ : همراه‌ رسول‌ خدا(ص) برای‌ مهمانی‌ دعوت‌ شده ‌بودیم‌، بیرون‌ آمدیم‌ كه‌ امام‌ حسین‌(ع) با بچه‌ها بازی‌ می‌كرد... و گاهی‌ این‌ طرف‌ و گاهی‌ به‌ طرف‌ دیگر فرار می‌كرد و رسول‌ خدا(ص)... او را گرفت‌ و یك‌ دست‌ بر پشت‌ امام‌حسین‌(ع) و دست‌ دیگر زیر چانه‌ او گذاشتند و دهان‌ را در دهان‌ او گذاشت‌ و او را بوسید.

طبرانی‌ با سند خود از انس‌ بن‌ مالك‌ روایت‌ كرده‌ هنگامی‌ كه‌ سر مبارك‌ امام‌حسین‌(ع) در برابر عبیدالله بن‌ زیاد قرار دادند او با چوب‌ دستی‌ كه‌ در دست‌داشت‌،لب‌های‌ مبارك‌ امام‌ حسین‌(ع) را می‌زد و آن‌ گاه‌ دندان‌های‌ مطهر آن‌ جناب‌ را توصیف‌ می‌كرد، من‌ با خود گفتم‌ كه‌ خدا تو را به‌ بیچارگی‌ گرفتار سازد، من‌ خود شاهد عینی‌ جریان‌ بودم‌ كه‌ رسول‌ خدا(ص) جایی‌ را كه‌ اكنون‌ چوب‌ می‌زنی‌، می‌بوسید!

و نیز ابن‌ حجر هیثمی‌ از ابن‌ ابی‌ الدنیا روایت‌ می‌كند كه‌ زید بن‌ ارقم‌ در مجلس‌ ابن‌ زیاد حضور داشت‌ كه‌ دید ابن‌ زیاد با چوب‌ دستی‌ به‌ لب‌ و دندان‌ آن‌ حضرت‌ می‌زند، به‌ وی‌ گفت‌: چوب‌ دستی‌ را از لب‌ و دندان‌ امام‌ حسین‌(ع) بردار، به‌ خدا سوگند همواره‌ می‌دیدم‌ كه‌ رسول‌ خدا(ص) میان‌ این‌ دولب‌ را می‌بوسید. آن‌ گاه‌ «زید بن‌ ارقم‌» گریست‌ و ابن‌ زیاد ناراحت‌ شد و گفت‌:

«خدا دیدگان‌ تو را بگریاند، اگر پیرمرد خرفت‌ و بی‌ عقلی‌ نبودی‌ گردنت‌ را می‌زدم‌» زید بن‌ ارقم‌ از جای‌ خود برخاست‌، خطاب‌ به‌ مردم‌ گفت‌: «ای‌ مردم‌ شما از امروز به‌ بعد مردگانی‌ بیش‌ نخواهید بود، برای‌ این‌ كه‌ پسر فاطمه را شهید كردید و پسر ابن‌ مرجانه‌ را بر خود امیر قرار دادید. به‌ خدا سوگند طولی‌ نمی‌كشد نیك‌ مردان‌ِ شما را می‌كشند و بدسیرتان‌ را به‌ شما می‌گمارند».

 
    8 ـ آثار محبت‌ امام‌ حسین‌(ع)

ترمذی‌ و طبرانی‌ و ذهبی‌ از علی‌(ع) روایت‌ كرده‌اند كه‌ آن‌ حضرت‌ نقل‌ كرده‌اند كه‌رسول‌ خدا(ص) دست‌ حسن‌ و حسین‌ را گرفتند و گفتند:

«كسی‌ كه‌ مرا و این‌ دو را و نیز پدر و مادر آنها را دوست‌ بدارد، روز قیامت‌ هم‌ مرتبه ‌من‌ است‌».

طبری‌ در ذخائرالعقبی‌ از رسول‌ خدا(ص) روایت‌ كرده‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ فرمودند:

«اولین‌ كسانی‌ كه‌ وارد بهشت‌ می‌شوند من‌ و فاطمه‌ و حسن‌ و حسین‌ می‌باشیم‌. از رسول‌ خدا(ص) سؤال‌ شد: ای‌ رسول‌ خدا دوستان‌ چه‌؟ گفتند: پشت‌ سر شما {فاطمه‌ وحسنین‌}».

 
    9 ـ دوستی‌ حسنین‌(ع)

ترمذی‌ در جامع‌ الكبیر به‌ سند خود از اسامه‌ بن‌ زید روایت‌ كرده‌ است‌ كه‌ در یكی‌ از شب‌ها، برای‌ انجام‌ حاجتی‌ به‌ خانه‌ رسول‌ خدا رفتم‌. پیامبر اكرم‌(ص) بیرون‌ آمد، در حالی‌كه‌ چیزی‌ زیر عبا داشت‌ كه‌ نمی‌توانستم‌ آن‌ را تشخیص‌ بدهم‌. بعد از مطرح‌ ساختن‌حاجتم‌ و برآورده‌ شدن‌ آن‌، عرض‌ كردم‌: یا رسول‌ الله چه‌ چیز زیر عبا داری‌؟ حضرت‌ عبا را كنار زد، دیدم‌ حسن‌ و حسین‌ را بالای‌ ران‌ خود نهاده‌ است‌.

آن‌ گاه‌ فرمود: این‌ دو، فرزندان‌ من‌ و فرزندان‌ دختر من‌ هستند. خدایا من‌ دوستشان‌ دارم‌، تو هم‌ آنها را و دوستدارانشان‌ را دوست‌ بدار.

ابن‌ عساكر از ابوهریره‌ روایت‌ كرده‌ كه‌ می‌گوید از رسول‌ خدا(ص) شنیدم‌ كه‌ می‌فرمود: كسی‌ كه‌ حسن‌ و حسین‌(ع) را دوست‌ بدارد، مرا دوست‌ داشته‌ است‌ و كسی‌ كه ‌دشمن‌ بدارد آنها را، مرا دشمن‌ داشته‌ است‌.

 
    10 ـ سرور جوانان‌ بهشت‌

ترمذی‌ با سند خودش‌ از ابوسعید خُدری‌ روایت‌ كرده‌ كه‌ رسول‌ خدا(ص) فرمودند:«حسن‌ و حسین‌ دو سرور جوانان‌ بهشت‌ اند». ولی‌ بعد از نقل‌ این‌ حدیث‌ می‌گوید: هذاحدیث‌ حسن‌ صحیح‌ٌ.

این‌ حدیث‌ در منابع‌ مختلف‌ و متعددی‌ از اهل‌ سنت‌ ذكر شده‌ است‌. ابوحاتم‌ در صحیحش‌ و ابن‌ عساكر در تاریخش‌ و ابن‌ كثیر در البدایه‌ و النهایه‌ و احمد درمسندش‌ این‌ را نقل‌ كرده‌اند.

طبرانی‌ روایت‌ كرده‌ از حذیفه‌ كه‌ گوید: چهره‌ رسول‌ خدا(ص) را شادمان‌ دیدیم‌ و فرمود: «چگونه‌ خوشحال‌ نباشم‌ و حال‌ آن‌ كه‌ جبرئیل‌ به‌ من‌ بشارت‌ داد كه‌ حسن‌ و حسین‌ سرور جوانان‌ اهل‌ بهشت‌ هستند و پدرشان‌ از آنها برتر می‌باشد».

همین‌ حدیث‌ را متقی‌ هندی‌ و ابن‌ عساكر نقل‌ كرده‌اند. و ابن‌ عساكر در كتاب ‌تاریخش‌ این‌ حدیث‌ را با بیش‌ از بیست‌ سند ذكر كرده‌ است‌.

 

    11 ـ حسین‌ از من‌ و من‌ از حسین‌

ترمذی‌ در صحیحش‌ از یعلی‌ بن‌ مُرّه‌ نقل‌ كرده‌ كه‌ رسول‌ خدا(ص) فرمودند: حسین ‌از من‌ است‌ و من‌ از حسینم‌، خدای‌ دوست‌ بدارد كسی‌ كه‌ حسین‌ را دوست‌ داشته‌ باشد.

امام‌ بخاری‌ در الادب‌ المفرد به‌ اسناد خود از یعلی‌ بن‌ مره‌ روایت‌ كرده‌: در یكی‌ از روزها پیامبر اكرم‌(ص) همراه‌ اصحابش‌ به‌ منزلی‌ دعوت‌ بودند، در مسیر ایشان‌ امام‌ حسین‌ بازی‌ می‌كرد؛ پیامبر جلوتر از اصحاب‌ بود و دست‌ گشود كه‌ حسین‌(ع) را بگیرد. حسین‌ از این‌ طرف‌ به‌ آن‌ طرف‌ می‌رفت‌ و پیامبر هم‌ خنده‌ كنان‌ او را دنبال‌ می‌كرد تا این‌ كه‌ حسین‌(ع) را گرفت‌؛ آن‌ گاه‌ دستی‌ بر زیر چانه‌ كودك‌ و دست‌ دیگر بر پشت‌ اوگذاشت‌... و گفتند: «حسین‌ از من‌ و من‌ از حسین‌ هستم‌ خداوند دوست‌ بدارد كسی‌ كه‌حسین‌ را دوست‌ داشته‌ باشد».

 

    12 ـ بر پشت‌ پیامبر(ص) به‌ هنگام‌ نماز

طبرانی‌ از ابوهریره‌ روایت‌ كرده‌ كه‌ نماز عشا را با رسول‌ خدا(ص) می‌خواندیم‌ و چون ‌به‌ سجده‌ می‌رفت‌، حسن‌ و حسین بر پشت‌ حضرت‌ می‌پریدند و هنگامی‌ كه‌ سر از سجده‌ بر می‌ داشت‌، آنها را با ملایمت‌ می‌گرفت‌ و به‌ زمین‌ می‌نهاد. بار دیگر كه‌ سر به ‌سجده‌ می‌گذاشت‌، همین‌ عمل‌ از آنها سر می‌زد، پس‌ از آن‌ كه‌ پیامبر(ص) سلام‌ نماز می‌دادند، آنها را بر زانوانشان‌ می‌گذاشت‌، در این‌ هنگام‌ عرض‌ كردم‌ یا رسول‌ الله اجازه ‌می‌فرمایید این‌ كودكان‌ را نزد مادرشان‌ ببرم‌؟ فرمود: نه‌، در همین‌ لحظه‌ برقی‌ جهید؛ رسول‌ خدا(ص) به‌ آن‌ دو بزرگوار فرمودند: اكنون‌ با جهش‌ این‌ برق‌، نزد مادرتان‌ بروید. آنها همراه‌ با آن‌ برق‌ حركت‌ كردند تا وارد منزل‌ شدند.


    13 ـ اخبار به‌ شهادت‌ ابا عبدالله(ع)

طبرانی‌ از عایشه‌ نقل‌ كرده‌ كه‌ گفت‌: رسول‌ خدا(ص) فرمودند:

«جبرئیل‌ به‌ من‌ خبرداد كه‌ فرزندم‌ حسین‌ در سرزمین‌ «طف‌» كشته‌ خواهد شد و این‌ تربت را‌ از آن‌ جا آورد و خبر داد كه‌ قبرش‌ آن‌ جا است‌».

حاكم‌ از ام‌ فضل‌ دختر حارث‌ نقل‌ كرده‌ كه‌ رسول‌ خدا(ص) فرمودند:

«جبرئیل‌ نزد من‌ آمد و به‌ من‌ خبر داد كه‌ امتم‌ فرزندم‌ حسین‌ را خواهند كشت‌ و برای‌ من‌ از تربت‌ سرخ‌ او نیز آورد.

و نیز طبرانی‌ و دیگران‌ چنین‌ نقل‌ كرده‌اند: انس‌ بن‌ مالك‌ از رسول‌ خدا(ص) نقل‌كرده‌ كه‌ فرشته‌ای‌ به‌ نام‌ «قطر» از پروردگارش‌ اجازه‌ خواست‌ تا مرا زیارت‌ كند، به‌ او اجازه‌ داده‌ شد. آن‌ روز در منزل‌ ام‌ سلمه‌ بودند بعد فرمودند: ای‌ ام‌ سلمه‌! مواظب‌ باش‌ كسی‌ وارد اتاق‌ نشود، در این‌ هنگام‌، امام‌ حسین‌(ع) وارد شد و بر روی‌ پیامبر(ص) پرید و حضرت‌ او را گرفت‌ و می‌بوسید و می‌بویید، آن‌ گاه‌ ملك‌ گفت‌: آیا دوستش‌ داری‌؟ فرمود: آری‌، گفت‌:به‌ زودی‌ امت‌ تو او را خواهند كشت‌. اگر می‌خواهی‌ قتلگاه‌ او را نشانت‌ بدهم‌؟ آن‌ گاه‌ مشتی‌ از ریگ‌ یا خاك‌ آورد و ام‌ سلمه‌ آن‌ را برداشت‌ و در میان‌ لباسش‌ قرار داد.

و باز در همان‌ جا از ام‌ سلمه‌ روایت‌ كرده‌ كه‌ امام‌ حسن‌ و امام‌ حسین‌ در برابر رسول‌خدا(ص) مشغول‌ بازی‌ بودند، در این‌ هنگام‌ جبرئیل‌ نازل‌ شد و گفت‌: ای‌ محمد پس‌از تو امتت‌ این‌ فرزند را (و اشاره‌ كرد به‌ امام‌ حسین‌(ع)) شهید می‌كنند. رسول‌خدا(ص) گریست‌و حسین‌(ع) را به‌ سینه‌اش‌ چسبانید، سپس‌ رسول‌ خدا(ص) تربتی‌ را نزد او گذاشت‌ وفرمود: «این‌ امانتی‌ است‌ نزد تو و پیامبر آن‌ را بویید و گفت‌: ای‌ وای‌ (كرب‌ و بلا) رسول‌خدا(ص) فرمود: ای‌ ام‌ سلمه‌! هرگاه‌ این‌ تربت‌ به‌ خون‌ مبدل‌ گردید، فرزندم‌ حسین‌ به‌ شهادت‌ رسیده‌ است‌. ام‌ سلمه‌ آن‌ را در شیشه‌ای‌ ریخت‌ و هر روز به‌ آن‌ می‌نگریست‌ ومی‌گفت‌: ای‌ خاك‌! روزی‌ كه‌ به‌ خون‌ تبدیل‌ گردی‌، آن‌ روز، روز عظیمی‌ است‌.

ابن‌ حجر هیثمی‌ از ام‌ سلمه‌ نقل‌ كرده‌: روزی‌ كه‌ امام‌ حسین‌(ع) شهید شد به‌ آن‌شیشه‌ نگاه‌ كردم‌، دیدم‌ آن‌ خاك‌ به‌ شكل‌ خون‌ درآمده‌ است‌.

طبرانی‌ و ذهبی‌ از عبدالله بن‌ نجی‌ و او از پدرش‌ نقل‌ كرده‌ كه‌ با علی‌(ع) به‌مسافرت‌ رفتیم‌، هنگامی‌ كه‌ به‌ «محاذات‌ نینوا» رسیدیم‌، گفتند: ای‌ ابو عبدالله صبر كن‌،صبر كن‌، بر شط‌ فرات‌، من‌ گفتم‌: چرا؟ گفتند: روزی‌ بر رسول‌ خدا(ص) وارد شدم‌، در حالی ‌كه‌ دو چشمان‌ آن‌ حضرت‌ پر از اشك‌ بود. عرض‌ كردم‌ می‌بینم‌ چشمانت‌ گریان‌ است‌ آیا كسی‌ شما را ناراحت‌ كرده‌ است‌؟

رسول‌ خدا(ص) فرمودند: جبرئیل‌ از نزد من‌ بلند شد و به‌ من‌ خبر داد كه‌ امت‌ من‌، فرزندم‌ حسین‌ را می‌كشند، آن‌ گاه‌ گفت‌: آیا از تربت‌ او به‌ تو نشان‌ دهم‌؟ گفتم‌: آری‌، پس ‌مقداری‌ به‌ من‌ داد و چون‌ آن‌ را دیدم‌ نتوانستم‌ خود را نگه‌ دارم‌ و چشمانم‌ پر از اشك‌ شد.

 
    14 ـ یاری‌ كردن‌ امام‌ حسین‌

ابن‌ اثیر در شرح‌ حال‌ انس‌ بن‌ حارث‌ می‌نویسد: از اشعث‌ بن‌ سحیم‌ از پدرش‌ نقل ‌می‌كند كه‌ از رسول‌ خدا(ص) شنید كه‌ فرمود: پسرم‌ حسین‌(ع) در زمینی‌ در حوالی‌ سرزمین ‌عراق‌ به‌ شهادت‌ می‌رسد كسی‌ كه‌ او را در آن‌ حال‌ درك‌ كند باید او را یاری‌ دهد.

انس‌ بن‌ حارث‌ وقتی‌ فهمید امام‌ حسین‌(ع) عازم‌ كربلا شده‌ است‌، بی‌ درنگ‌ به‌ سوی‌ كربلا رفت‌ و در آن‌ سرزمین‌ در ركاب‌ امام‌ حسین‌(ع) به‌ شهادت‌ رسید.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.



:: برچسب‌ها: تور کربلا, تور هوایی کربلا, تور زمینی کربلا, کربلا, کربلا, امام حسین, پیامبر, شط فرات,

نوشته شده توسط رامش در پنج شنبه 11 شهريور 1395


فلسفه قیام مختار ثقفی چه بود ؟

فلسفه قیام مختار

همه ما می دانیم و در تاریخ نیز نقل شده است که مختار قیام کرد و تمام دشمنان امام حسین علیه السلام را که در کربلا نقش آفرینی کرده بودند را به هلاکت رساند . اما کسانی هم هستند که به مختار مشکوک می باشند و می گویند مختار هدفی غیر از خونخواهی امام حسین علیه السلام داشته است . براستی هدف و فلسفه قیام مختار چه بود ؟

فلسفه قیام مختار ثقفی چه بود ؟
هـدف مـهـم و اصـلی مـخـتـار از قیامش غیر از خونخواهی امام حسین(علیه السلام) و شهدای كربلا و دفاع از اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) نبود. برای اثبات این مطلب و درك فلسفه قیام مختار، به طور خلاصه، ادلّه ذیل بیان می‌شود:


1- مختار در ملاقات با سران شیعه در كوفه، هدف دعوت و قیام خود را چنین بیان می‌كرد:
همانا (محمد حنفيّه) فرزند علی، وصی و جانشین پیامبر، مرا به عنوان امین و وزیر و فرمانده بـه سـوی شما فرستاده و به من دستـور داده است تا كـسـانی كه ریختـن خون حسین را حـلال دانـسـتـنـد بـه قتل برسانم و به خـونخـواهـی اهـل بیتش و دفاع از ضعفا قیام كنم. پس شما نخستین گروهی باشید كه به ندای من پاسخ مثبت می‌دهید.(26)


2- در مـوضـعـی دیـگـر چـنـیـن گـفـت: "مـن بـرای اقـامـه شـعـار اهـل بـیـت و زنـده كـردن مـرام آنـان و گـرفـتـن انـتـقـام خـون شـهـیـدان بـه سـوی شـمـا آمـده‌ام."(27)


3- هـنـگـامـی كـه در زنـدان بـود، مـی‌گـفـت: "بـه خـدا سـوگـند، هر ستمگری را خواهم كشت و دل‌های مؤمنان را شاد خواهم كرد و انتقام خون(فرزندان)پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خواهم گرفت و مرگ و زوال دنیا هم نمی‌تواند مانع من شود."(28)


4- وی نـامـه‌ای مـحـرمـانـه از زنـدان بـرای تـوّابـیـن فـرسـتـاد و ضـمـن تـجـلیـل از حـركـت انقلابی آنان، بشارت داد كه "من به زودی به اذن خدا، از زندان آزاد خواهم شد و دشمنان شما را از دم تیغ خواهم گذراند و نابودشان خواهم كرد."(29)


5- در ملاقات نمایندگان شیعیان عراق با محمد حنفيّه و امام سجاد(علیه السلام) در حجاز، آنان اظهار داشتند كه مختار ما را به خونخواهی شما دعوت كرده است. امام و محمد حنفيّه در پاسخ آنان، اظهار داشتند كه ما خواهان این كاریم و بر مردم واجب است او را یاری دهند.(30)


6- در بـازگـشت سران شیعه از مدینه به كوفه، مختار در جمع آنان اعلام داشت: "مرا در جنگ با قاتلان اهل بیت و خونخواهی حسین(علیه السلام) یاری دهید."(31)


7- مـخـتار به ابن غرق گفت: "به مردم بگو: هدف مختار و گروهی از مسلمانان، كه قیام كرده‌انـد، خـونخواهی شهید مظلوم و كشته شده كربلا، حسین سرور مسلمین و فرزند دختر پیامبر سيّد مرسلین می‌باشد.(32)


8- در دیـدار مـحـرمـانه سران شیعه با ابراهیم اشتر و دعوت از او برای یاری مختار، یزید بن انس اظهار داشت: "ما تو را به كتاب خدا و سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و خونخواهی اهل بیت او و دفاع از ضعفا و مظلومان دعوت می‌كنیم."(33)


9- در نـامـه ابـن حـنـفـیـّه بـه ابراهیم اشتر آمده است: مختار، امین و وزیر و منتخب من است و به او دسـتـور داده‌ام با دشمنانم وارد نبرد شود و به خونخواهی ما برخیزد، خود و طایفه و پیروانت او را یاری كنید.(34)


10- مختار در مراسم بیعت مردم كوفه با او گفت: "بیعت می‌كنید با من بر اساس كتاب خدا و سنّت پیامبرش و خونخواهی اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله)." (35)


11- شعار قیام مختار "یا لثارات الحسین" بود.(36)

منابع :

26- تاريخ طبري، ج 5، ص 580؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 172.....27- البداية و النهاية، ابن كثير، ج 8، ص 270.....28- كامل ابن اثير، ج 4، ص 173.....29- تاريخ طبري، ج 6، ص 7؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 211.....30- بحارالانوار، ج 45، ص 365.....31- تاريخ طبري، ج 6، ص 15؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 215.....32- همان، ج 4، ص 170.....33- تاريخ طبري، ج 6، ص 15؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 215.
34- انساب الاشراف، ج 6، ص 386؛ تاريخ طبري، ج 6، ص 16؛ بحارالانوار، ج 45، ص 364- 365.....35- تاريخ طبري، ج 6، ص 32؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 226.....36- تاريخ طبري، ج 6، ص 20؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 218-210.....



:: موضوعات مرتبط: درباره واقعه کربلا، ،
:: برچسب‌ها: قیام کربلا, کربلا,

نوشته شده توسط رامش در یک شنبه 7 شهريور 1395


سنان بن انس نخعی از قاتلین سیدالشهدا

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

سنان بن انس نخعی از قاتلین سیدالشهدا از لشکریان عمر بن سعد ملعون در واقعه  خونبارعاشورا که بنا بر برخی نقل‌ها، سر  امام حسین بن علی(ع) را از تن جدا کرد.

پدر او ابوعمرو و پدر بزرگش انس نام داشت و او را به اسم پدربزرگش می‌شناختند. سنان ملعون در کوفه متولد شد اما تاریخ ولادتش معلوم نیست. بنا بر نقل ابن ابی الحدید از ابن هلال ثقفی، سنان در زمان خلافت امام علی(ع)، کودک بوده است و آن حضرت خبر می‌دهند که فرزند رسول خدا به دست او کشته خواهد شد سنان، برادرزادۀ مالک اشتر بود.برخی تواریخ، سنان را جنگجو و شاعری سبک سر و مجنون دانسته‌اند. در تاریخ مرگ او اختلاف است.
روز عاشورا
در واپسین لحظات حیات امام حسین،(ع) آنگاه که در گودال قتلگاه افتاده بود و کسی از سپاه عمر سعد جرأت تمام کردن کار را نداشت؛ سنان بن انس بر بالای گودال رفته و با نیزه بر پشت و سینه ایشان زد و آن حضرت را به شهادت رساند. سپس خولی بن یزید اصبحی خواست که سر امام(ع) را از تن جدا کند؛ اما لرزشی بر اندامش افتاد و سنان به شماتت به او گفت: خدا بازوهایت را بشکند و دستانت را جدا کند. پس خود از اسب به زیر آمد و سر امام(ع) را از بدن جدا کرد. سپس راهی خیمه عمر سعد شد و با صدای بلند گفت:
أوقر رکابی فضّة و ذهبا         فقد قتلت سید المحجبا
قتلت خیر الناس أما و أبا         و خیرهم اذ ینسبون النسبا
رکابم را از طلا و نقره سنگین کن که من آقای والامقامی را کشته‌ام
من بهترین مردم را از نظر مادر و پدر و بهترین همه مردم را از حیث دودمان و نسب به قتل رساندهام!

عمر بن سعد ملعون با شنیدن این اشعار به وی پرخاش کرده و او را به داخل خیمه برد و پساز زدن وی با تازیه گفت: اگر عبیدالله این سخنانت را بشنود گردنت را می‌زند

در برخی روایات گفته شده است که وی بر سینۀ امام نشست و سر او را از قفا جدا کرد

منابع تاریخی و جز آن، بریدن سر امام حسین(ع) را به خولی، سنان بن انس وشمر بن ذی الجوشن و شبل یزید(برادر خولی) نسبت داده‌اند.
پس از عاشورا

در هنگام آشفتگی اوضاع کوفه پس از مرگ یزید، سنان که به عنوان یکی از قاتلان اصلی حسین(ع) شناخته می‌شد؛ زندگی پنهانی  ومخفی در پیش گرفت و در برخی از نقل‌ها، پس از قیام مختار ثقفی، از کوفه خارج شد و به بصره و اطراف آن گریخت. در برخی منابع آمده که سنان به دست یاران مختار ثقفی کشته شد؛ و برخی منابع، مرگ او را در زمان امارت حجاج ثقفی بر کوفه دانسته‌اند

.تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.



:: موضوعات مرتبط: درباره واقعه کربلا، ،
:: برچسب‌ها: تور کربلا, تور زمینی کربلا, تور هوایی کربلا, سنان بن انس نخعی, سیدالشهدا, کربلا, کوفه, ,

نوشته شده توسط رامش در شنبه 16 مرداد 1395


:: معرفی هتل های نزدیک حرم نجف
:: هتل های کربلا ویژه عید فطر
:: هتل البیان در نجف
:: هتل مدینه العطا نجف
:: هتل النجار در کربلا
:: هتل رویال در نجف اشرف
:: هتل السامی در نجف اشرف
:: هتل المحمود کربلا
:: هتل ال البيت در کربلا
:: موقعیت جغرافیایی شهر کربلا
:: مسجد حنانه نجف
:: مکان های تاریخی سامرا
:: در تور کربلا پول ایرانی یا پول عراقی با خود داشته باشیم ؟
:: هتل شهردار فندق العمدة
:: مجتمع تجاری کربلا کجاست ؟
:: معروفترین مساجد نجف اشرف
:: آدرس بازار سنتی در کربلا
:: تور کربلا اردیبشهت 97
:: هتل های پیشنهادی در سفر به کربلا
:: هتل ریتاج در کربلا

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 195 صفحه بعد





تلفن دفتر فروش تور کربلا

54 44 67 43 021

67 43 67 43 021

835 2100 0937

آقای صبوری

ساعات تماس

9 صبح تا 7 بعد از ظهر






:: آبان 1399
:: تير 1397
:: خرداد 1397
:: ارديبهشت 1397
:: فروردين 1397
:: اسفند 1396
:: بهمن 1396
:: دی 1396
:: آذر 1396
:: آبان 1396
:: مهر 1396
:: شهريور 1396
:: مرداد 1396
:: تير 1396
:: خرداد 1396
:: ارديبهشت 1396
:: فروردين 1396
:: اسفند 1395
:: بهمن 1395
:: دی 1395
:: آذر 1395
:: آبان 1395
:: مهر 1395
:: شهريور 1395
:: مرداد 1395
:: تير 1395
:: خرداد 1395
:: ارديبهشت 1395
:: فروردين 1395
:: اسفند 1394
:: بهمن 1394
:: دی 1394
:: آذر 1394
:: آبان 1394
:: مهر 1394
:: شهريور 1394
:: مرداد 1394
:: تير 1394
:: خرداد 1394
:: ارديبهشت 1394
:: فروردين 1394
:: اسفند 1393
:: بهمن 1393
:: دی 1393
:: آذر 1393
:: آبان 1393
:: مهر 1393
:: شهريور 1393
:: مرداد 1393
:: تير 1393

آبر برچسب ها

تور کربلا , تور هوایی کربلا , تور زمینی کربلا , تور هوایی کربلا , کربلا , کربلا , تور کربلا هوایی , تور زیارتی کربلا , ثبت نام کربلا , تور زمینی کربلا , ثبت نام تور کربلا , امام حسین , زیارت کربلا , تور کربلا , تور زیارتی به کربلا ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ |