صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::

::تور کربلا
::فضائل زیارت امام حسین (ع) و زیارت کربلا
::درباره واقعه کربلا
::اماکن متبرکه عراق
::اطلاعات زائر
::هتل های کربلا
::هتل های نجف اشرف
::هتل های کاظمین


تمام لينکها تماس با ما


نويسندگان :
:: رامش
:: رضا والی نژاد

آمار بازديد :




حماسه عاشورا در سوره بنی اسرائیل

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
 حماسه عاشورا وزندگانی نورانی  امام حسین علیه السلام، تفسیر عینی و عملی قرآن از ابتدا تا انتها است.

اگر بخواهیم در جست و جوی ارتباط های مستقیم (و نه کلی و عمومی) بین حضرت سید الشهدا علیه  السلام و آیات قرآنی باشیم، آیات متعددی فراوانی هستند که برخی اساساً بر قامت رعنای امام دوخته شده  اند و برخی، هرچند معنایی عام دارند، اما در قامت حضرت به  زیبایی، معنا و مصداق پیدا کرده  اند.
دسته ای از این آیات در سوره ی مبارکه ی اسراء قرار دارند که در این مقاله به آن ها اشاره می شود.
آیات ۴ تا ۸ (و قَضَینا الی بنی اسرائیلَ فی الکتابِ لَتُفسِدُنَّ فی الارضِ مَرَّتَینِ…) که ترجمه ی آن چنین است:
ما به بنى اسرائیل در كتاب (تورات) اعلام كردیم كه دو بار در زمین فساد خواهید كرد و برترى جویى بزرگى خواهید نمود. هنگامى كه نخستین وعده فرا رسد، مردانى پیكارجو را بر شما مى فرستیم (تا سخت شما را در هم كوبند، حتى براى به دست آوردن مجرمان) خانه ها را جست و جو مى كنند، و این وعده اى است قطعى. سپس شما را بر آن ها چیره مى كنیم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهیم كرد و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرار مى دهیم. اگر نیكى كنید به خودتان نیكى مى كنید، و اگر بدى كنید باز هم به خود مى كنید. و هنگامى كه وعده ی دوم فرا رسد (آن چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه) آثار غم و اندوه در صورت هایتان ظاهر مى شود و داخل مسجد (اقصى) مى شوند، همان گونه كه در دفعه ی اول وارد شدند، و آنچه را زیر سلطه ی خود مى گیرند در هم مى كوبند. امید است پروردگارتان به شما رحم كند، اگر شما برگردید (و رفتارتان را تکرار کنید) ما نیز باز مى گردیم. و ما جهنم را زندان سخت كافران قرار داده ایم. در این آیات، سخن از دو انحراف اجتماعى بنى اسرائیل منجر به فساد و برترى جویى مى گردد به میان آمده است، كه به دنبال هر یك از این دو، خداوند مردانى نیرومند و پیكارجو را بر آن ها مسلط ساخته تا آن ها را سخت مجازات كنند و به كیفر اعمالشان برسانند.
این آیات به انسان ها درس عبرت می دهند تا بدانند خدا هیچ ظلم و ستم و تجاوز و فسادی را بدون مجازات نمى گذارد و هر ستمگری در همین دنیا دست کم به بخشی از کیفر اعمالش خواهد رسید.
آنچه از تاریخ بنى اسرائیل استفاده مى شود این است كه نخستین كسى كه بر آن ها هجوم آورد و بیت  المقدس را ویران كرد، «بُخت  نُصَّر» پادشاه بابل بود که هفتاد سال بیت المقدس به همان حال باقى ماند، تا یهود قیام كردند و آن را نوسازى نمودند. دومین كسى كه بر آن  ها هجوم برد، قیصر روم، «اسپیانوس» بود كه وزیرش «طرطوز» را مأمور این كار كرد. او به تخریب بیت  المقدس و تضعیف و قتل بنى  اسرائیل كمر بست، و این حدود یكصد سال قبل از میلاد مسیح علیه  السلام بود.(۱)

منظور از «ثم رَدَدنا لکُم الکَرَّةَ علیهم» رجعت امام حسین است با هفتاد نفر از یارانش که وقتی مرگ امام زمان حضرت مهدی(ع) فرا می رسد، امام حسین(ع) می آید ایشان را غسل و کفن و دفن می کند؛ سپس حضرت زمام امور مردم را به دست می گیرد و آن  قدر حکومت می  کند که ابروانش (از شدت پیری) بر چشمانش سایه می افکند

اما در تفاسیر، روایاتی ذکر شده است که در آن ها این آیات به امام حسین علیه السلام تطبیق شده است. برای نمونه در تفسیر نور الثقلین آمده است:
در روضه ی کافی از امام صادق علیه  السلام نقل شده است که حضرت درباره ی این آیات فرمود: منظور از «دو بار فساد»، کشتن علی بن ابیطالب و تیر و نیزه زدن به پیکر امام حسن علیهما السلام است و منظور از «برتری جویی بزرگ»، کشتن امام حسین علیه  السلام است.
منظور از «وعدُ اُولاهما»، یاری و خونخواهی امام حسین است و منظور از «عباداً لنا اُولی بأسٍ شدید»، گروهی است که خداوند آن ها را قبل از قیام قائم بر می انگیزد که تک  تک دشمنان اهل بیت پیامبر را مجازات می کنند.
منظور از «ثم رَدَدنا لکُم الکَرَّةَ علیهم» رجعت امام حسین است با هفتاد نفر از یارانش که وقتی اجل حضرت حجت فرا می رسد، امام حسین می آید و او را غسل و کفن و دفن می کند؛ سپس حضرت زمام امور را به دست می گیرد و آن  قدر حکومت می  کند که ابروانش (از شدت پیری) بر چشمانش سایه می افکند.(۲)
در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام می فرماید: اولین کسی که به این دنیا رجعت می کند حسین بن علی و یزید بن معاویه و یاران او است که آن ها را دقیقاً به همان شکل جرم و جنایت خودشان مجازات می کند و می کشد، سپس امام صادق علیه السلام تلاوت فرمود: «ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَیْهِمْ…»(۳)
روشن است كه هرگز مفهوم این احادیث، تفسیر این آیات در محتواى لفظی نیست؛ چرا كه این آیات با صراحت تمام از بنى  اسرائیل سخن مى  گوید؛ بلكه منظور این است كه مشابه همان فسادها و مجازات های بنی اسرائیل در این امت نیز رخ مى  دهد و این  که برنامه فوق هر چند در مورد بنى  اسرائیل ذكر شده اما یك قانون كلى است در همه اقوام و ملل و یك سنت جارى عمومى است در طول تاریخ بشر.(۴)
آیه ی دیگری از سوره ی اسراء که معنای عامی دارد ولی بر امام حسین علیه السلام به عنوان مصداق تام و بارز، تطبیق شده است، آیه ی ۳۳ است: كسى را كه خداوند خونش را محترم شمرده، نكشید، مگر به  حق. و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى ولیّ اش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم اما در قتل زیاده روی نكند؛ چرا كه او مورد حمایت است: وَ لاتَقتُلُوا النَّفسَ الَّتى حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالحَقِّ  وَ مَن قُتِلَ مَظلُومًا فَقَد جَعَلنَا لِوَلِیِّهِ سُلطَانًا فَلَایُسرِف فى القَتلِ  إِنَّهُ كاَنَ مَنصُورًا.
از امام صادق درباره ی معنای این آیه سوال شد. حضرت فرمود: این آیه درباره ی حسین علیه  السلام نازل شده است و اگر برای قصاص او همه ی اهل زمین (همه ی کسانی که در قتلش شرکت کردند یا به این کار راضی بودند) کشته شوند، زیاده روی نخواهد بود.(۵)
امام باقر علیه  السلام نیز در تفسیر این آیه می فرماید: «منظور حسین بن علی است که مظلوم کشته شد. ما نیز ولیّ دم او هستیم. هنگامی که قائم ما قیام کند، از او خونخواهی خواهد کرد.»(۶)
آیه ی دیگر، آیه ی ۷۱ است که درباره ی همراهی پیروان با امامشان در روز قیامت است: یَوْمَ نَدْعُواْ كُلَّ أُنَاسِ  بِإِمَامِهِمْ…: روزی که هر گروه از مردم را با امامشان فرا می  خوانیم.

روشن است كه هرگز مفهوم این احادیث، تفسیر این آیات در محتواى لفظی نیست؛ چرا كه این آیات با صراحت تمام از بنى  اسرائیل سخن مى  گوید؛ بلكه منظور این است كه مشابه همان فسادها و مجازات های بنی اسرائیل در این امت نیز رخ مى  دهد و این  که برنامه فوق هر چند در مورد بنى  اسرائیل ذكر شده اما یك قانون كلى است در همه اقوام و ملل و یك سنت جارى عمومى است در طول تاریخ بشر

امام باقر علیه  السلام در توضیح این آیه می  فرماید: «رسول خدا با گروه و قوم خود به صحنه ی محشر خواهد آمد و امام علی در میان شیعیان خود خواهد آمد و امام حسن را گروه او همراهی می کنند و امام حسین جلودار گروه حسینیان است. هر کس میان یاران و پشتیبانانش بمیرد آن گروه با وی محشور خواهند شد.(۷)
نیز می فرماید: «هنگامی که این آیه نازل شد، مسلمانان از رسول خدا پرسیدند: مگر شما امام همه  ی مردم نیستید؟ حضرت فرمود: من رسول خدا هستم برای همه  ی مردم ولی بعد از من از اهل بیتم امامانی برای مردم از سوی خدا خواهند بود که سردمداران کفر و ضلالت و پیروانشان آنان را تکذیب و به آن  ها ستم خواهند کرد. هر کس که ولایت این ائمه را گردن نهد و از آن ها پیروی نماید، از من و با من است و به دیدار من خواهد رسید. آگاه باشید هر کس که به آن  ها ستم کند و آنان را تکذیب کند، از من و با من نیست و من از او بیزارم!»(۸)
پی نوشت ها:
۱٫ تفسیر نمونه، ذیل آیه
۲٫ تفسیر نور الثقلین، ج ۳، ص ۱۳
۳٫ همان
۴٫ تفسیر نمونه، ذیل آیه
۵٫ تفسیر نور الثقلین، ج ۳، ص ۱۶
۶٫ همان
۷٫ تفسیر الصافی، ج ۳، ص: ۲۰
۸٫ همان
ویرایش



:: موضوعات مرتبط: درباره واقعه کربلا، ،
:: برچسب‌ها: تور کربلا, تور زمینی کربلا, تور هوایی کربلا, ,

نوشته شده توسط رامش در دو شنبه 29 آذر 1395


بهشت از نور حضرت امام حسین علیه السلام



بهشت  را خداوند متعال از نور سیدالشهداء(ع)آفرید و اینکه حضرت امام حسین(ع) به مقام رضوان رسیده یعنی خداوند طعم دوستی را به امام حسین (ع) بدون حجاب به او می‌چشاند که این بهترین مقام است.
عاملان و افرادیکه  در به شهادت رساندن امام حسین (ع) نقش داشتند مشمول لعن و خداوند، اولیاء و مومنین تا روز قیامت هستند و کسانی که اساس این ظلم را بنا نهادند تا روز قیامت ملعون شمرده شده‌اند.

هر چقدر دستگاه بنی امیه و سپاهیان یزید و عمرسعد طغیان کردند در طرف مقابل خضوع و خشوع و رضا را از سوی امام حسین و اصحاب ایشان می‌بینیم.
امام حسین (ع) بالا‌ترین  رنج ها وسختی‌ها را تحمل کردند و این چهره بندگی امام حسین (ع) در روز عاشورا و صبری که حضرت امام حسین از خود نشان دادند، بالا‌تر از آن را در تاریخ سراغ نداریم.
ماموریتی که امام حسین (ع) به اهل بیت خود داد به بهترین شکل صورت گرفت و نقطه ضعفی در آن وجود ندارد و مقاومت، استقامت، خشوع و خضوع ازسوی اهل بیت (ع) به بهترین نحو ممکن به تصویر کشیده شد.

حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بندگی را به اوج رساندند

کار سیدالشهداء (ع) زیباست، اما کار خداوند زیبا‌تر است  حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بندگی را به اوج رساندند و در سخت ترین لحظات عاشورا، امام حسین (ع) به رضای خداوند راضی بود که این صحنه‌ها دیگر تکرار نشدنی است و البته همه این زیبایی‌ها با عنایت پروردگار بود و اگر رحمت، محبت و توفیق الهی نبود امام حسین (ع) قادر به انجام آن نبودند.

امام حسین (ع) در گودی قتلگاه استغاثه کردند و اینگونه نیست اگر بندگی از سوی سیدالشهداء (ع) صورت گرفته؛ جدا از اراده خداوند بود و در این زمینه امام بدهکار نیست و طلبی ندارد.

حضرت هر چه به ظهر عاشورا نزدیک‌تر می‌شود چهره‌اش بر افروخته‌تر می‌شد و امام حسین (ع) احساس می‌کند عبدی است که با امداد الهی بندگی را به نحو احسن انجام داده است.

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور کربلا.



:: موضوعات مرتبط: درباره واقعه کربلا، ،
:: برچسب‌ها: تور کربلا, تور زمینی کربلا, تور هوایی کربلا, بهشت, امام حسین, ,

نوشته شده توسط رامش در یک شنبه 28 آذر 1395


زیارت عاشورا وصد لعن

یکی ازشبهاتی که مطرح میشود این است که چرا در زیارت عاشورا لعن وجود دارد؟وچرابرسلام کردن در زیارت عاشورا مقدم میشود؟

لعن کردن، در لغت به معنای راندن و دور کردن میباشد؛ وقتی از ناحیه خداوند باشد به معنای عقوبت و عذاب أخروی است.

سلام، به معنای درخواست یک نوع زندگی همراه با سلامت از ذات حق تعالی برای مخاطب است. در مورد دلیل تقدم لعن بر سلام چند احتمال وجود دارد:

1. تقدم ذکر لعن بر سلام به منظور هماهنگی با شعار اساسی ادیان الاهی، یعنی لا إله إلا الله، است که اعتقاد ناب توحیدی، زمانی تحقق می یابد که قبل از آن نفی هر معبود دیگری شده باشد.

2. تقدم ذکر لعن بر سلام به منظور هماهنگی با اصل اخلاقی، تقدم تزکیه و پاکسازی بر تحلیه و بهسازی است، که حوض وجود آدمی، وقتی از آب صاف ولایت، سیراب خواهد شد که هیچ نوع آلودگی دلبستگی به دشمنان ولایت، در آن نبوده باشد.

3. تقدم لعن بر سلام و تکرار بیشتر آن در زیارت عاشورا، نسبت به سلام، بیانگر این واقعیت است که لعن بر قاتلان سیدالشهداء از اهداف عمده زیارت است.

لعن یعنی طلب دوری از رحمت ذات حق تعالی برای افراد لعن شده، که همان عقوبت و عذاب الاهی است، چنان که از آیات قرآن کریم بر می آید.

سلام به ائمه گرچه به معنای طلب نوعی کمال عالی و عاری از هرگونه نقص و ضعف، از ذات حق تعالی برای آن معصومین (ع) است، اما بنابر معنای لغوی آن، بیانگر نوعی ادب و نهایت موافقت با مخاطب مورد سلام هم می باشد.

در خصوص تقدم لعن بر سلام این احتمالات را می توان عنوان کرد:

1. شعار اساسی همه ادیان الاهی، لا اله الا الله است. هیچ فرستاده ای را قبل از تو نفرستادیم، مگر این که به او این مطلب را وحی کردیم: لا اله الا الله. کسی که نسبت به طاغوت کفر بورزد و ایمان به خدا داشته باشد، در این صورت به ریسمان محکم الاهی چنگ زده است.

پیام این آیات این است که توحید ناب، زمانی حاصل خواهد شد که قبل از آن، هیچ نوع شرکی به آن مشوب نباشد، لعن هم که نوعی برائت است تقدم دارد بر سلام که نوعی تولی است؛ زیرا همان طور که در روایات آمده است، کسی که تولی دارد اما تبری، ندارد همانند آدم یک چشم است که فضایل را دیده است ولی رذایل را ندیده است[5] و بنابر روایتی کسی که تولی دارد اما تبری ندارد، دروغ گو است.

بنابراین تقدم لعن بر سلام می تواند اشاره ای و تأکیدی بر این واقعیت دینی مذکور باشد.

2. لعن ملعونین به خاطر زشتی های آنان است و سلام بر معصومین (ع) به خاطر زیبایی های رفتاری آنان است؛ در اسلام خشنودی و ناخشنودی از کاری در حکم انجام آن کار است. بنابراین اصل اخلاقی که برای خودسازی، اول پلیدی ها را باید از خود دور کرد و بعد خوبی ها را جلب کرد، در زیارت عاشورا نیز اول پلیدی های ملعونین را از دایره کمالات وجود خود دور می ریزد تا خوبی های معصومین (ع) که با سلام حاصل می شوند، آلوده به آن پلیدی ها نشوند.

3. در قرآن کریم، هم لعن آمده و هم سلام ، همان طور که در زیارت عاشورا هم لعن و هم سلام آمده است، اما موارد لعن در قرآن و زیارت عاشورا بیش از سلام می باشد، از باب مثال در زیارت عاشورا، لعن 21 بار و سلام 12 بار تکرار شده است. تقدم لعن بر سلام، همانند تکرار بیشتر لعن می تواند اشاره به این واقعیت باشد که لعن از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که به طور عادت در مقام بیان مطالب آن مطلبی که از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد هم تکرار می شود و هم مقدم ذکر می شود.



:: موضوعات مرتبط: فضائل زیارت امام حسین (ع) و زیارت کربلا ، ،
:: برچسب‌ها: تور کربلا, تور زمینی کربلا, تور هوایی کربلا, زیارت عاشورا, لعن, ,

نوشته شده توسط رامش در شنبه 27 آذر 1395


نرجس خاتون مادر امام زمان (ع) در سامرا

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
حرم نرگس خاتون در سامرا  مورد استقبال شیعیان جهت زیارت وتوسل به اهل بیت است قبر مطهر این بانو در کنار قبر امام معصوم  امام هادی وامام حسن عسگری (ع) است نرگس خاتون یا همان مليکا، دختر يشوعا و نوه امپراتور روم شرقي، (ميخائل سوم، قيصر و پادشاه بين سالهاي ۲۵۳ ـ ۲۲۸ در قسطنطنيه) است. مليکا از طرف مادر به «شمعون» ـ يکي از دوازده حواري و صحابي خاص حضرت عيسي(عليه السلام) ـ منسوب است. مهمترين القاب او عبارتند از: ريحانه، صيقل، نرگس، سوسن. و کنيه او امّ محمد مي باشد.
نرگس خود را اينگونه معرفی میکند:
«من مليکا دختر يشوعا، فرزند قيصر پادشاه روم هستم. مادرم از فرزندان شمعون بن حَمُّون صفا، وصيّ حضرت عيسي است.»

ازدواج نافرجام
هنگامي که مليکه به سن رشد رسيد، قيصر روم تصميم گرفت او را به عقد يکي از برادر زاده هايش درآورد. او امر کرد مراسم باشکوهي ترتيب دادند. مراسم عقد با حضور شخصيتهاي بزرگ مملکتي روم برگزار شد؛ هنگامي که عاقد مي خواست خطبه عقد بخواند، لرزه اي بر تخت داماد خورد و سرنگون شد. نرگس اين قصه را اين گونه بازگو مي کند:
«هنگامي که سيزده ساله شدم، جدّم قيصر، تصميم گرفت مرا به عقد فرزند برادرش درآورد. روز موعود فرا رسيد. بزرگاني، از جمله سيصد نفر از اميران، سرداران، بزرگان سپاه و رؤساي قبايل حضور داشتند.
پادشاه فرمان داد تختي حاضر کنند. هنگامي که تخت جواهر نشان حاضر شد، پسر برادرش را بالاي تخت نشاندند. در اين هنگام کشيشان در حالي که انجيل در دست داشتند، خواستند خطبه عقد را جاري کنند که ناگهان پايه هاي تخت لرزيد و تخت واژگون و پسر برادر پادشاه از تخت به زمين افتاد و بي هوش شد. کشيشان اين قضيه را به فال بد گرفتند. جدّم دستور داد، بارديگر تخت را آماده ساختند و پسر برادر ديگرش را براي انجام مراسم عقد آماده کردند، ولي اين بار نيز همان حادثه رخ داد و در نتيجه مراسم  عقدکنان به هم خورد.»
پس از اين واقعه ميهمانان متفرّق شدند. نرگس خاتون و جدّش پادشاه روم بسيار مضطرب و ناراحت بودند و سرّ اين اتفاق را نمي دانستند.

رؤياي صادقه
خداوند تبارک و تعالي اراده کرده بود با اين پیشامد، زمينه ازدواج نرگس خاتون با امام حسن عکسري(عليه السلام) را فراهم کند و او افتخار حمل بهترين اوصيا و اميد مردم جهان را به دست آرود. پس از آن روزسخت ، نرگس خاتون به رختخواب رفت تا روز پرغوغا را با استراحت به فراموشي بسپارد. نرگس در اين شب، رؤيايي شيرين ديد که خود آن را
اين گونه تعريف مي کند:
«در عالم خواب ديدم در همان جايي که قرار بود مراسم عقد من و برادر زاده پادشاه برگزار شود، مسيح و شمعون و جمعي از حواريون گرد هم آمده اند و منبري از نور نصب شده است. پس از مدتي حضرت محمّد(صلي الله عليه و آله) همراه امام علي(عليه السلام) و جمعي از امامان وارد قصر شدند. مسيح به استقبال حضرت محمد(صلي الله عليه و آله) رفت و دست در گردن ايشان نمود. پيامبر ـ در حالي که به امام حسن عسکري(عليه السلام) اشاره کرد ـ به عيسي گفت: اي روح خدا، آمده ايم مليکه فرزند وصيّ تو شمعون، را براي اين فرزند سعادتمند خواستگاري کنيم، آن حضرت همچنين به شمعون گفت: شرف دو جهان به تو روي آورده، خويشاوندانت را با خويشاوندي آل محمد پيوند زن. شمعون پذيرفت. پيامبر ميان من و امام حسن عسکري(عليه السلام) خطبه عقد خواند.»
نرگس پس از اين خواب شيرين، به فراق يار مبتلا شد و چون مي دانست مسلمانان با روميان در حال جنگ هستند و پدربزرگش با مسلمانان ميانه خوبي ندارد، جرأت نکرد خواب خود را براي پدر بزرگش تعريف کند. وي روز و شب را در انتظار به سر مي برد و روز به روز نحيف و لاغر مي شد. پادشاه که به شدت ناراحت بود، به نرگس گفت: نور چشم من! اگر آرزويي داري بگو تا برآورده کنم. نرگس که دنبال اين فرصت بود از پادشاه خواهش کرد اسراي مسلمان را آزاد کند. قيصر هم چنين کرد.

وصال يار
چهارده شب از رؤياي صادقه نرگس گذشت. در چهاردهمين شب، حضرت فاطمه(عليها السلام) و حضرت مريم(عليها السلام) را در خواب ديد و به حضرت فاطمه(عليها السلام) گلايه کرد که چرا فرزندت به ديدن من نمي آيد؟ حضرت فرمودند: چگونه به ديدنت بيايد در حالي که تو مشرک و مسيحي هستي؟ نرگس در عالم رؤيا مسلمان شد و شهادتين را جاري کرد. حضرت فاطمه(عليها السلام) او را در آغوش گرفت و گفت: اکنون منتظر باش…
پس از آن، هر شب امام حسن عسکري(عليه السلام) در عالم رؤيا به حضور حضرت نرگس مي رسيد. در يکي از شبها نرگس خواب ديد که امام حسن عسکري(عليه السلام) به او فرمود:
«فلان روز جدّت لشکري به جنگ مسلمانان خواهد فرستاد در اين هنگام تو خود را ميان کنيزان و خدمتکاران بيانداز، به گونه اي که تو را نشناسند و به دنبال جدّت روانه شو.»
پس از مدتي، نرگس باخبر شد که جدش مي خواهد همراه لشکري به جنگ مسلمانان برود، لباس مبدّل پوشيد و از قصر خارج شد و خود را ميان کنيزان مخفي کرد. جنگي ميان مسلمانان و روميان درگرفت و نرگس و بقيه کنيزان به اسارت مسلمانان درآمدند.

پيک شادي
همزمان با اين اتفاقات، امام هادي(عليه السلام) در سامرا تحت نظر متوکّل عباسي زندگي سختي را مي گذراند. امام روزي غلام معروف به «کافور» را فرستاد تا بشر بن سليمان را نزد او فرا خواند. کافور نزد بشر رفت و او بلافاصله نزد امام حاضر شد. امام رو به بشر کرد و فرمود:
«اي بُشر، تو از فرزندان انصاري، دوستي شما نسبت به ما اهل بيت پيوسته برقرار بوده است؛ به طوري که فرزندان شما آن را به ارث مي برند و شما مورد وثوق ما مي باشيد. مي خواهم تو را فضيلتي دهم… و اين رازي که با تو در ميان مي گذارم…»
حضرت سپس نامه اي به خط رومي نوشته، آن را با خاتم خود مهر نمود و همراه کيسه اي زر، شامل ۲۲۰ اشرفي به بشر بن سليمان داد و فرمود:
«اينها را گرفته، به بغداد برو و صبح فلان روز بر روي پل فرات حاضر باش.
چون کشتي حامل اسيران را ديدي، درخواهي يافت که بيشتر مشتريان، فرستادگانِ اشراف بني عباس و اندکي از آنان، جوانان عرب مي باشند. در اين هنگام مواظب شخصي به نام «عمر بن زيد» باش که کنيزي را به مشتريان عرضه مي کند و آن کنيز اوصافي دارد؛ از جمله دو لباس حرير پوشيده و خود را از معرض فروش و دسترس مشتريان حفظ مي کند. در اين هنگام صداي ناله او را به زبان رومي از پس پرده رقيقي مي شنوي که بر اسارت و هتک احترام خود مي نالد. يکي از مشتريان به عمربن زيد خواهد گفت: عفّت اين کنيز مرا به وي جلب نموده، او را به سيصد دينار به من بفروش! کنيزک به زبان عربي مي گويد: اگر تو حضرت سليمان و داراي حشمت او باشي، به تو رغبت ندارم بيهوده مال خود را تلف نکن! فروشنده اعتراض و او سفارش به صبر مي کند. در اين هنگام نزد فروشنده برو و نامه را عرضه کن…»
بشر بن سليمان، سفر خويش را آغاز کرد و همانگونه که امام پيش بيني کرده بود، کشتي حامل کنيزان در ساحل پهلو گرفت، تا بشر نامه را به فروشنده و او به نرگس داد. نرگس نامه را بوسيد و به اربابش گفت: اگر مرا به اين شخص نفروشي، خودم را مي کشم. بشر مأموريت خود را به پايان داد و نرگس را نزد امام هادي(عليه السلام) برد. هنگامي که امام نرگس را ديد به او فرمود: چگونه خداوند عزّت اسلام و شرافت محمد و اولاد محمد و مذلت نصارا را نشانت داد؟ نرگس در جواب گفت: چگونه وصف کنم چيزي را که تو خود بهتر مي داني! سپس امام هادي(عليه السلام) به او فرمود: ده هزار اشرفي به تو دهم يا بشارت دهم به شرف ابدي؟ نرگس که مشتاق خبر خوش بود، در جواب گفت: بشارت شرف ابدي. مال نمي خواهم؟ امام فرمود:
«بشارت باد تو را به فرزندي که پادشاه شرق و غرب عالم شود و زمين را پر از عدل و داد کند، بعد از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد.»
نرگس با تعجب پرسيد: اين فرزند از چه کسي به وجود خواهد آمد؟ امام فرمود: از کسي که حضرت رسالت، تو را براي او خواستگاري کرد.
و سرانجام در شب نيمه شعبان سال ۲۵۵ هجري قمري از اين زن پاکدامن و عزيز، مولودي ديده به جهان گشود که به گفته پيامبران و امامان، زمين را پر از عدل و داد خواهد کرد.

تاریخ وفات
در تاريخ فوت و درگذشت نرگس، روایات مختلفي نقل شده است. طبق برخي روايات حضرت امام حسن عسکري(عليه السلام) خبر شهادت خود را به نرگس بازگو کرد و نرگس از ايشان درخواست کرد که دعا کند تا خدا مرگ او را قبل از مرگ ايشان قرار دهد. امام نيز درخواست او را اجابت کرد و نرگس در زمان حيات امام عسکري فوت کرد. سپس او را در حرم مطهر امام هادي(عليه السلام) دفن کردند و طبق برخي ديگر از نقل ها، نرگس خاتون بع د از وفات همسر خویش امام حسن عسگری وفات نمودند



:: موضوعات مرتبط: اماکن متبرکه عراق، ،
:: برچسب‌ها: تور کربلا, تور زمینی کربلا, تور هوایی کربلا, نرجس خاتون, سامرا, ,

نوشته شده توسط رامش در پنج شنبه 25 آذر 1395


عاقبت بی احترامی به تربت امام حسین علیه السلام

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

تربت قبر حضرت سیدالشهداء علیه السلام بواسطه شهیدی و عزیزی که در آن مدفون است قابل احترام است و سزاوار است که انسان آن را احترام کند کمااینکه در بعض ابواب اشاره شد که ائمه علیهم السلام وقتی تربت را می دیدند ابتدا می بوئیدند و بعد می بوسیدند و بر دیدگان مبارک می نهادند و در روایات هم توصیه به این شده است. مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح نقل می کنند که روایت شده هر گاه تربت را برمی دارید پس ببوسید آن را و بر هر دو دیده بگذارید و بر سایر بدن بمالید. لذا تربت احترام خاصی دارد ، بودند افرادی که از روی کینه و

عداوتی که با ائمه معصومین علهیم صلوات الله اجمعین داشتند و عداوت خودشان را به هر شکلی اظهار می کردند عده ای هم بودند وقتی به قبر امام علیه السلام و یا تربت امام علیه السلام می رسیدند بی احترامی می کردند و به خاطر عظمتی که خداوند در تربت حضرت امام حسین علیه السلام قرار داده است آنها گرفتار درد و الم می شدند. و این در روایات متعددی وارد شده است ابن عساکر در کتاب تاریخ دمشق خود دو روایت در این باره نقل می کند.

۱- قال الأعمش: أحدث رجل من اهل الشام علی قبر الحسین بن علی علیه السلام فأبرص من ساعة

می گوید شخص بر قبر حضرت سیدالشهداء العیاذ بالله بول کرد بلافاصله در همان لحظه مرض برص گرفت.

۲- عن جریر عن الأعمش: قال خری رجلّ من بنی اسد علی قبر الحسین بن علی قال فأصاب اهل ذلک البیت خبل و جنون و جُذام و مرض و فقر.

مردی از بنی اسد روی قبر امام حسین علیه السلام غائط می کند آن مرد و اهل منزل او دچار مرض دیوانگی جُذام و فقر می شوند.

این است سزای کسی که به قبر مطهر حضرت سیدالشهداء علیه السلام بی احترامی کند.

مکان مقدّسی که محل عروج ملائکه است و زیارتگاه انبیاء الهی

بوده است. مکانی که بر کعبه شرافت دارد.

مرحوم آیت اللّه دستغیب می فرمایند هتک و بی احترامی به تربت حضرت سیدالشهداء جزء گناهان کبیره است بنابراین انداختن تربت از روی اهانت به آن یا لگدمال کردن یا نجس کردن آن و مانند اینها از گناهان کبیره است.

در صورتی که هنگام تخلیه همراه شخص تربت باشد و در مستراح بیفتد واجب است آن را بیرون بیاورد و پاک کند و تا بیرون نیاورد تخلیه در آنجا حرام است و چنانچه بیرون آوردن ممکن نشد باید در آن را بست تا در آنجا تخلیه نشود چنانچه در حرمت هتک قرآن گفته شده است

موسی بن عبدالعزیز نقل میکند که در بغداد یوحنای نصرانی مرا دید و گفت تو را به حق دین و پیامبرت قسم که این شخص که در کربلا هست و مردم او را زیارت می کنند کیست گفتم حضرت امام حسین علیه السلام پسر علی بن ابیطالب و دخترزاده رسول اکرم صلی الله علیه و آله چرا این سؤال را از من پرسیدی گفت: خادم هارون الرشید نیمه شبی آمد. به در خانه ما و مرا با عجله برد تا به خانه موسی بن عیسی هاشمی ، گفت امر خلیفه است که این مرد را که قوم و خویش من است علاج کنی وقتی نشستم و معاینه کردم دیدم فایده ندارد. پرسیدم چه شده دیدم طشتی آوردند و هر چه در درون او بود در طشت خالی گردیده،

گفتم چه شده گفتند لحظه ای پیش نشسته بود و با خانواده صحبت می کرد و سالم بود شخصی آمد اینجا که از بنی هاشم بود و صحبت از امام حسین بن علی علیه السلام شد موسی بن عیسی گفت شیعه ها در باب حسین بن علی علیه السلام تا حدی غلو می کنند که خاک قبر او را برای مداوا استفاده می کنند آن شخص بنی هاشمی گفت این بر من واقع شده و برای من اتفاق افتاده مرا فلان مرض بود با تربت امام حسین علیه السلام آن درد به کلی از من زائل شد.

و خدا مرا به واسطه آن شفا داد. موسی بن عیسی گفت از آن نزد تو چیزی هست گفت بلی گفت. بیاور مقداری آورد مقدار کمی را به موسی بن عیسی داد او هم آن تربت را (العیاذ باللّه) در دُبُر خویش کرد و لحظه ای نگذشت که فریادش بلند شد و صدا می زد النار، النار، الطشت، الطشت. طشت آوردند و به این حال افتاد. از خانه بیرون آمدم و آن بدبخت را در آن حال رها کردم وقت سحر صدای ناله و شیون از خانه او بلند شد و مُرد یوحنا به این سبب مسلمان شد و مکرر به زیارت حسین بن علی علیه السلام می رفت.

مرحوم محدث قمی در مفاتیح الجنان باب فواید تربت مقدسه امام حسین علیه السلام نقل می کند از محدث بزرگوار ثقه الاسلام نوری(ره) در دارالسلام که فرموده است در روزی یکی از برادران من به خدمت ولده ام رسید مادرم دید که در جیب پائین قبای خود تربت امام حسین علیه السلام را گذاشته است. مادرم به او تندی کرد که این کار بی ادبی است به تربت مقدس حضرت سیدالشهداء چه بسا که به زیر ران توبیاید و شکسته شود و برادرم گفت که چنین است که فرمودی و تا به حال دو تا مهر را اینگونه شکسته ام و متوجه نبودم ولکن برادرم عهد کرد که بعد از این تربت را در جیب پائین نگذارد. پس از چند روزی پدرم در خواب دید بدون آنکه از این قضیه اطلاعی داشته باشد که حضرت امام حسین علیه السلام به زیارت او تشریف آوردند و در اتاق کتابخانه نشستند و ملاطفت و مهربانی بسیار کردند پدرم را و فرمودند پسرانت را بخوان تا بیایند و من آنان را اکرام کنم و پدر پسرها را طلبید و با من پنج نفر بودند پس ایستادند در نزد آن حضرت ، در محضر حضرت جامه هایی و چیزهایی دیگر بود سپس یک یک را می خواند و چیزی از آنها به او می دادند و وقتی نوبت به برادر مزبور رسید حضرت نظری بر او می افکند مانند کسی که در غضب باشد. سپس حضرت رو به پدرم می کنند و می فرمایند این پسر تو دو تا از تربت های مرا زیر رانش شکسته است. پس مثل برادران دیگر او را صله ندادند شی ء را پرتاب کردند مقابل او سپس پدرم بیدار شد و خواب را برای والده نقل کرد و والده حکایت را برای ایشان بیان کرد و پدرم تعجب کردند از راستی این خوب.

در روایت است از محمد ازدی که گفت نماز کردم در مسجد مدینه و در پهلوی من دو کس نشسته بودند و یکی از آنها جامه های سفید پوشیده بود پس یکی از آنها به دیگری گفت که خاک قبر حسین شفاست از همه دردها ، و من دردی در اندرونم بود و هر دوا که کردم نفعی ندیدم تا آنکه از خود ناامید شدم پس پیرزنی از مردم کوفه که نزد ما بود روزی نزد من آمد و مرا به آن حالت مشاهده کرد و گفت مرض تو هر روز زیاد می شود؟ گفتم بلی گفت می خواهی تو را معالجه کنم که به زودی به قدرت حق تعالی شفا یابی؟ گفتم آری از خدا خواهم پس آبی در قدحی کرد و برای من آورد چون خوردم در ساعت شفا یافتم و خود را چنان دیدم که گویا هرگز آزاری نداشته ام پس بعد از چند روز به دیدن آن زن رفتم و او را سلمه می گفتند. گفتم سلمه به چه چیز مرا دوا کردی؟ تسبیحی در دست داشت گفت به یک دانه از این تسبیح، گفتم: این تسبیح از چه چیز است؟ گفت از خاک قبر امام حسین علیه السلام گفتم ای رافضیه مرا به خاک قبر حسین دوا کردی (این مرد شیعه نبوده است) و غضبناک از پیش او بیرون آمدم و همان ساعت آن علتی که داشتم برگشت بدتر از اول و تا حال آزار می کشم و از خود ناامید گردیده ام، پس مؤذن اذان گفت برخاستند آن دو نفر به نماز و دیگر ایشان را ندیدم.



:: موضوعات مرتبط: درباره واقعه کربلا، ،
:: برچسب‌ها: تور کربلا, تور زمینی کربلا, تور هوایی کربلا, امام حسین, ,

نوشته شده توسط رامش در دو شنبه 22 آذر 1395


:: معرفی هتل های نزدیک حرم نجف
:: هتل های کربلا ویژه عید فطر
:: هتل البیان در نجف
:: هتل مدینه العطا نجف
:: هتل النجار در کربلا
:: هتل رویال در نجف اشرف
:: هتل السامی در نجف اشرف
:: هتل المحمود کربلا
:: هتل ال البيت در کربلا
:: موقعیت جغرافیایی شهر کربلا
:: مسجد حنانه نجف
:: مکان های تاریخی سامرا
:: در تور کربلا پول ایرانی یا پول عراقی با خود داشته باشیم ؟
:: هتل شهردار فندق العمدة
:: مجتمع تجاری کربلا کجاست ؟
:: معروفترین مساجد نجف اشرف
:: آدرس بازار سنتی در کربلا
:: تور کربلا اردیبشهت 97
:: هتل های پیشنهادی در سفر به کربلا
:: هتل ریتاج در کربلا





تلفن دفتر فروش تور کربلا

54 44 67 43 021

67 43 67 43 021

835 2100 0937

آقای صبوری

ساعات تماس

9 صبح تا 7 بعد از ظهر






:: آبان 1399
:: تير 1397
:: خرداد 1397
:: ارديبهشت 1397
:: فروردين 1397
:: اسفند 1396
:: بهمن 1396
:: دی 1396
:: آذر 1396
:: آبان 1396
:: مهر 1396
:: شهريور 1396
:: مرداد 1396
:: تير 1396
:: خرداد 1396
:: ارديبهشت 1396
:: فروردين 1396
:: اسفند 1395
:: بهمن 1395
:: دی 1395
:: آذر 1395
:: آبان 1395
:: مهر 1395
:: شهريور 1395
:: مرداد 1395
:: تير 1395
:: خرداد 1395
:: ارديبهشت 1395
:: فروردين 1395
:: اسفند 1394
:: بهمن 1394
:: دی 1394
:: آذر 1394
:: آبان 1394
:: مهر 1394
:: شهريور 1394
:: مرداد 1394
:: تير 1394
:: خرداد 1394
:: ارديبهشت 1394
:: فروردين 1394
:: اسفند 1393
:: بهمن 1393
:: دی 1393
:: آذر 1393
:: آبان 1393
:: مهر 1393
:: شهريور 1393
:: مرداد 1393
:: تير 1393

آبر برچسب ها

تور کربلا , تور هوایی کربلا , تور زمینی کربلا , تور هوایی کربلا , کربلا , کربلا , تور کربلا هوایی , تور زیارتی کربلا , ثبت نام کربلا , تور زمینی کربلا , ثبت نام تور کربلا , امام حسین , زیارت کربلا , تور کربلا , تور زیارتی به کربلا ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ |