تور کربلا

تور کربلا هوایی

تور کربلا-تور زیارتی به کربلا-زیر نظر سازمان حج و زیارت
تور کربلا-تور زیارتی به کربلا زیر نظر اداره کل سازمان میراث فرهنگی و کارگزاران حج

ثبت نام تور کربلا

 دلم هوای تو دارد یا حسین

تور کربلا قسطی

ثبت نام تور کربلا نقدی و اقساطی

 تور کربلا نجف کاظمین سامراء هوایی

 کاظمین و سامرا در صورتی که امنیت برقرار باشد

تور هوایی کربلا با نزدیکترین هتل ها به بارگاه ملکوتی امام حسین (ع)

هتل های اقامتی ما در کربلا بقدری به حرم امام حسین ع و حضرت عباس نزدیک است که

در هر زمان از شبانه روز با چند دقیقه پیاده روی به حرم تشرف می یابید.

 

اقامت به مدت 7 شب و 8 روز…….

 

5 شب در کربلا و 2 شب در نجف……..

 

هتل های برج الصفا،نور النجف،قصروالعباس،قصروالمولا و سار هتل های درجه الف دیگر…

 

ثبت نام تور هوایی کربلا

 

*********************************************

 

تور ارزان قیمت کربلا

 

خدمات تور هوایی کربلا و نجف :

 

اقامت در هتل های درجه الف…….

 

همراه با صبحانه ناهار شام…….

 

گشت های زیارتی سیاحتی…..

 

بیمه،ویزا……

 

همراه با همراهی مدیر کاروان زیارتی کربلا ، مداح و آشپز ایرانی …….

 

و…

 

*************************************

 

ثبت نام کربلا همه روزه 

کربلا ارزان قیمت و مناسب

 اعزام کاروان های زیارتی به طور کاملا مرتب و منظم هفتگی

 

تور کربلا هوایی با بهترین ایرلاین ها……

 

تور زیارتی کربلا و نجف با هتل های تاپ درجه الف……

 

*******************************

ثبت نام تور کربلا نقدی و اقساطی

 

ثبت نام تور کربلا اقساطی

 

تذکرات و مدارک مورد نیاز:

 

اصل پاسپورت و 2 قطعه عکس رنگی 4*3 زمینه سفید.

 

تمام تور های زیارتی کربلا هوایی زیر نظر کارگزاران حج و زیارت و سازمان گردشگری صورت میگیرد.

 

در هتل های کربلا و نجف اتاق یکنفره وجود ندارد و در صورت درخواست هزینه آن حساب میشود.

 

هزینه خروج از کشور و ورود به کشور عراق به عهده مسافر میباشد.

 

تور های زیارتی کربلا و نجف

 

تور های زیارتی خود را با سعادت سیر تجربه کنید.

 

سعادت سیر مجری مستقیم تور های زیارتی میباشد.

 

سعادت سیر گیتی

 

021-88744777

 

09199116569

 

ان شاءالله  کربلا

 

 ثبت نام کربلا

 

ثبت نام تور کربلا و نجف هوایی با بهترین کیفیت

 

 




ارسال توسط رامش

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

جناب حجت الاسلام آقای قاضی زاهدی گلپایگانی می فرماید: من در تهران از جناب آقای حاج محمد علی فشندی که یکی از خیرین تهران است، شنیدم که می گفت: من از اول جوانی مقیّد بودم که تا ممکن است گناه نکنم و آن قدر به حج بروم تا به محضر مولایم حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، مشرف گردم. لذا سالها به همین آرزو به مکه معظمه مشرف می شدم.

در یکی از این سالها که عهده دار پذیرایی جمعی از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذیحجه با جمیع وسائل به صحرای عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنکه حجاج به عرفات بیایند، برای زواری که با من بودند جای بهتری تهیه کنم. تقریبا عصر روز هفتم بارها را پیاده کردم و در یکی از آن چادرهایی که برای ما مهیا شده بود، مستقر شدم. ضمنا متوجه شدم که غیر از من هنوز کسی به عرفات نیامده است. در آن هنگام یکی از شرطه هایی که برای محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب این همه وسائل را به اینجا آورده ای؟ مگر نمی دانی ممکن است سارقان در این بیابان بیایند و وسائلت را ببرند؟ به هر حال حالا که آمده ای، باید تا صبح بیدار بمانی و خودت از اموالت محافظت بکنی. گفتم: مانعی ندارد، بیدار می مانم و خودم از اموالم محافظت می کنم.

آن شب در آنجا مشغول عبادت و مناجات با خدا بودم و تا صبح بیدار ماندم تا آن که نیمه های شب دیدم سید بزرگواری که شال سبز به سر دارد، به در خیمه من آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: حاج محمدعلی، سلام علیکم. من جواب سلام را دادم و از جا برخاستم. ایشان وارد خیمه شدند و پس از چند لحظه جمعی از جوانها که تازه مو بر صورتشان روییده بود، مانند خدمتگزار به محضرش رسیدند. من ابتدا مقداری از آنها ترسیدم، ولی پس از چند جمله که با آن آقا حرف زدم، محبت او در دلم جای گرفت و به آنها اعتماد کردم. جوانها بیرون خیمه ایستاده بودند ولی آن سید داخل خیمه تشریف آورده بود. ایشان به من رو کرد و فرمود: حاج محمد علی! خوشا به حالت! خوشا به حالت! گفتم: چرا؟

فرمودند: شبی در بیابان عرفات بیتوته کرده ای که جدم حضرت سیدالشهداء اباعبداللّه الحسین(ع) هم در اینجا بیتوته کرده بود. من گفتم: در این شب چه باید بکنیم؟ فرمودند: دو رکعت نماز می خوانیم، در این نماز پس از حمد، یازده مرتبه قل هواللّه بخوان.

لذا بلند شدیم و این عمل را همراه با آن آقا انجام دادیم. پس از نماز آن آقا یک دعایی خواندند که من از نظر مضامین مانند آن دعا را نشنیده بودم. حال خوشی داشتند و اشک از دیدگانشان جاری بود. من سعی کردم که آن دعا را حفظ کنم ولی آقا فرمودند: این دعا مخصوص امام معصوم است و تو هم آن را فراموش خواهی کرد. سپس به آن آقا گفتم: ببینید آیا توحیدم خوب است؟ فرمود: بگو. من هم به آیات آفاقیه و انفسیه بر وجود خدا استدلال کردم و گفتم: من معتقدم که با این دلایل، خدایی هست. فرمودند: برای تو همین مقدار از خداشناسی کافی است. سپس اعتقادم را به مسئله ولایت برای آن آقا عرض کردم. فرمودند: اعتقاد خوبی داری. بعد از آن سؤال کردم که: به نظر شما الآن حضرت امام زمان(ع) در کجا هستند. حضرت فرمودند: الان امام زمان در خیمه است.

سؤال کردم: روز عرفه، که می گویند حضرت ولی عصر(ع) در عرفات هستند، در کجای عرفات می باشند؟ فرمود: حدود جبل الرحمة. گفتم: اگر کسی آنجا برود آن حضرت را می بیند؟ فرمود: بله، او را می بیند ولی نمی شناسد.

گفتم: آیا فردا شب که شب عرفه است، حضرت ولی عصر(ع) به خیمه های حجاج تشریف می آورند و به آنها توجهی دارند؟ فرمود: به خیمه شما می آید؛ زیرا شما فردا شب به عمویم حضرت ابوالفضل(ع) متوسل می شوید.

در این موقع، آقا به من فرمودند: حاجّ محمدعلی، چای داری؟ ناگهان متذکر شدم که من همه چیز آورده ام ولی چای نیاورده ام. عرض کردم: آقا اتفاقا چای نیاورده ام و چقدر خوب شد که شما تذکر دادید؛ زیرا فردا می روم و برای مسافرین چای تهیه می کنم.

آقا فرمودند: حالا چای با من. از خیمه بیرون رفتند و مقداری که به صورت ظاهر چای بود، ولی وقتی دم کردیم، به قدری معطر و شیرین بود که من یقین کردم، آن چای از چایهای دنیا نیست، آوردند و به من دادند. من از آن چای دم کردم و خوردم. بعد فرمودند: غذایی داری، بخوریم؟ گفتم: بلی نان و پنیر هست. فرمودند: من پنیر نمی خورم. گفتم: ماست هم هست. فرمودند: بیاور، من مقداری نان و ماست خدمتشان گذاشتم و ایشان از نان و ماست میل فرمودند.

سپس به من فرمودند: حاج محمدعلی، به تو صد ریال (سعودی) می دهم، تو برای پدر من یک عمره به جا بیاور. عرض کردم: اسم پدر شما چیست؟ فرمودند: اسم پدرم «سید حسن» است. گفتم: اسم خودتان چیست؟ فرمودند: سید مهدی. من پول را گرفتم و در این موقع، آقا از جا برخاستند که بروند. من بغل باز کردم و ایشان را به عنوان معانقه در بغل گرفتم. وقتی خواستم صورتشان را ببوسم، دیدم خال سیاه بسیار زیبایی روی گونه راستشان قرار گرفته است. لبهایم را روی آن خال گذاشتم و صورتشان را بوسیدم.

پس از چند لحظه که ایشان از من جدا شدند، من در بیابان عرفات هر چه این طرف و آن طرف را نگاه کردم کسی را ندیدم! یک مرتبه متوجه شدم که ایشان حضرت بقیة اللّه ، ارواحنافداه، بوده اند، به خصوص که اسم مرا می دانستند و فارسی حرف می زدند! نامشان مهدی(ع) بود و پسر امام حسن عسکری(ع) بودند.

بالاخره نشستم و زارزار گریه کردم. شرطه ها فکر می کردند که من خوابم برده است و سارقان اثاثیه مرا برده اند، دور من جمع شدند، اما من به آنها گفتم: شب است و مشغول مناجات بودم و گریه ام شدید شد.

فردای آن روز که اهل کاروان به عرفات آمدند، من برای روحانی کاروان قضیه را نقل کردم، او هم برای اهل کاروان جریان را شرح داد و در میان آنها شوری پیدا شد.

اول غروب شب عرفه، نماز مغرب و عشا را خواندیم. بعد از نماز با آن که من به آنها نگفته بودم که آقا فرموده اند: «فردا شب من به خیمه شما می آیم؛ زیرا شما به عمویم حضرت عباس(ع) متوسل می شوید» خود به خود روحانی کاروان روضه حضرت ابوالفضل العباس(ع) را خواند و شوری برپا شد و اهل کاروان حال خوبی پیدا کرده بودند، ولی من دائما منتظر مقدم مقدس حضرت بقیة اللّه ، روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، بودم.

بالاخره نزدیک بود روضه تمام شود که کاسه صبرم لبریز شد. از میان مجلس برخاستم و از خیمه بیرون آمدم، ناگهان دیدم حضرت ولی عصر(ع) بیرون خیمه ایستاده اند و به روضه گوش می دهند و گریه می کنند، خواستم داد بزنم و به مردم اعلام کنم که آقا اینجاست، ولی ایشان با دست اشاره کردند که چیزی نگو و در زبان من تصرف فرمودند و من نتوانستم چیزی بگویم. من این طرف در خیمه ایستاده بودم و حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، آن طرف خیمه ایستاده بودند و بر مصائب حضرت ابوالفضل(ع) گریه می کردیم و من قدرت نداشتم که حتی یک قدم به طرف حضرت ولی عصر(ع) حرکت کنم. بالاخره وقتی روضه تمام شد، حضرت هم تشریف بردند.*
پی نوشت:

* برگرفته از: آثار و برکات حضرت امام حسین(ع)، ص23




ارسال توسط رامش

تور کربلا هوایی زمینی

تور کربلا هوایی

تور کربلا زمینی

اگر شما هم دلتان هوای عطر و بوی کربلا و حرم امام حسین علیه السلام رو کرده می توانید خیلی راحتتر از آنچه که فکرش رو می کنید عازم سفر زیارتی تور کربلا ی معلی شوید. تورکربلا عتبات عالیات در طی هفته چندین بار اعزام کاروان زیارتی به کربلا و نجف دارد .

فقط کافیست که بخواهید به سفر کربلا بروید تا طلبیده شوید. شما با کربلا یک یا حسین فاصله دارید. اصلا نگران هیچ چیزی نباشید . به خدا توکل کنید تا تمام کارهای زیارت شما جور شود. بسم الله ...

ثبت نام تور کربلا هوایی زمستان95

تور کربلا و نجف از تهران به صورت هوایی

بقاع متبرکه عراق شامل حرم مطهر حضرت علی علیه السلام در نجف اشرف ، حرم مطهر حضرت حسین بن علی علیه السلام و حضرت عباس سلام الله علیه در کربلا به همراه زیارت امام موسی کاظم علیه السلام و امام جواد علیه السلام در کاظمین و در صورت امنیت زیارت امام هادی و امام حسن عسگری علیه السلام در سامراء

اقامت زایران ایرانی اهل بیت (س) در بهترین هتل های 4 ستاره نزدیک به حرم - پیاده به حرم می توانند بروند.

پرواز با پروازهای شرکت ایر باس

زمان حرکت تور زیارتی کربلا  چهارشنبه هر هفته

ثبت نام تور کربلا

خدمات تور کربلا و نجف هوایی::

  • ترانسفر فرودگاهی رفت و برگشت
  • گشتهای زیارتی ویژه در صورت امنیت
  • بیمه تا سقف 126 میلیون تومان
  • با مداح و مدیر کاروان
  • اقامت5 شب در کربلا 2 شب در نجف
  • صبحانه ناهار شام
  • بلیط رفت و برگشت هواپیما

ثبت نام تور کربلا هوایی

تور کربلا قیمت :

در هتلهای درجه یک  با خدمات و کیفیت عالی

**شروع قیمت از 1.500.000 تومان میباشد

 

توجه داشته باشید قیمت ایام عادی با ایام ویژه تفاوت دارد

هزینه خروج از کشور 37500تومان و ورود به کشور عراق 10 دلار به عهده مسافر میباشد




تاریخ: پنج شنبه 18 آذر 1395برچسب:,
ارسال توسط رامش

 

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

همسرامام هادی ومادر امام حسن عسگری(ع) کنیزى به نام سوسن یا (سلیل) است که افتخار همسرى امام هادى (ع) و مـادرى امـام حـسـن عـسـکـرى (ع) را یـافـت و بـنـا بـه نـقـل (جـنـّات الخـلود) پـادشـاه زاده بـوده است . در (عیون المعجزات) آمده است که وى از زنان صالح  پاکدامن  باتقوا و عارف به امامت بود.

علاّمه مجلسى مى نویسد: مادر امام حسن عسگرى در نهایت ورع ، تقوا، عفاف و صلاح بود.

از مـعـصـوم روایـت شـده کـه وقـتـى (سـلیـل) بـر امـام هـادى وارد شـد، آن حـضـرت فـرمـود: سلیل از هر آفت ، مرض ، پلیدى و نجاستى بیرون کشیده شده است .
امـام حـسـن عـسـکـرى عـلیـه السلام قبل از رحلت ، خبر وفات خود را به مادر گفت : او متاءثر شد واظهار جزع کرد. امام عسکرى (ع) خطاب به مادر فرمود:

(اى مادر! جزع مکن که تقدیر الهى بناچار جارى خواهد شد.)

در اواخـر عـمـرحـضـرت ، ایـن زن بـزرگ به حج رفت و پس از بازگشت به مدینه ، هر روز از احوال فرزندش جویا مى شد تا اینکه خبر شهادتش به او رسید

امـام حـسـن عـسـکـرى (ع) چـون نـمـى تـوانـسـت آشـکـارا فـرزنـدش را وصـىّ احـوال خـود قـرار دهـد و تـقـدیر الهى بر غیبت آن وجود مقدس بود، مادر خود را وصىّ قرار داد و شیعیان را به آن بانو ارجاع داد.

شیخ صدوق مى نویسد که احمد بن ابراهیم گفت :

(پـس از وفات آن حضرت بر حکیمه خاتون ، دختر امام جواد (ع) وارد شدم و از او در مورد ائمه سـؤ ال کـردم . ایـشـان یکایک امامان را تا امام دوازدهم بر شمرد پرسیدم : الا ن فرزند امام حسن عکسرى (ع) کجاست ؟ فرمود: پنهان است .

گفتم : پس شیعیان باید به کجا رجوع نمایند. گفت : به مادر امام  حسن عسکرى گفتم : آیا به کسى کـه زنـى را وصـىّ خـود قـرار داده اقـتدا کنم . فرمود: امام عسکرى علیه السلام در این مورد به جـدّش امـام حـسـیـن (ع) اقتدا نموده که در ظاهر وصىّ خود را حضرت زینب (س) قرار داد و براى سـالم ماندن امام سجّاد (ع) از گزند دشمنان دین به حضرت زینب (س) وصیت کرد. سپس گفت : شـما اهل اخبار و روایات هستید، مگر روایت نکرده اید که میراث نهمین فرزند امام حسین (ع) تقسیم مى شود و حال آنکه او زنده است .
پس از شهادت امام حسن عسکرى (ع) جعفر کذّاب با مادر آن حضرت بر سر میراث امام به منازعه پرداخت . امام زمان (عج) بر جعفر ظاهر شد و فرمود:

(اى عـمـو تـو را چـه مـى شـود! آمـده اى که بر سر حقوق من ، با من منازعه کنى ! جعفر مبهوت و متحیر شد و دیگر آن حضرت را ندید.)

مـادر امـام عـسکرى که وصایت حضرت را عهده دار بود، بعد از شهادت امام ، عهده دار اداره خانواده آن حضرت گردید و کار جعفر به جایى رسید که پاره نانى هم براى رفع گرسنگى نداشت و این بانوى بخشنده و بزرگوار تهیه تمام نیازمندیهاى زندگى او را به عهده گرفت .

وقـتـى کـه وفـات ایـن بـانـو فـرا رسـیـد، وصـیـت کـرد که مرا در همین خانه ، در کنار شوهر و فـرزنـدم دفـن نمایید. هنگام دفن ، جعفر کذّاب در مقام منع برآمد که این خانه من است و اجازه نمى دهم کسى را در اینجا دفن نمایید. امام زمان (عج) دوباره ظاهر شد و فرمود:

(این خانه ، خانه توست یا من ؟)

و از نـظر غایب گردید. آن بانو را بنابر وصیتش در صحن مقدس امام حسن عسکرى (ع) به خاک سپردند.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




تاریخ: سه شنبه 16 آذر 1395برچسب:,
ارسال توسط رامش

   
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
در صحن حرم مطهر امام هادي و حسن عسکري(عليهما السلام) سردابي وجود دارد که به «سرداب غيبت» معروف است. در اينکه اين محل، از اول سرداب بوده يا حجره اي بوده که امام هادي و عسکري(عليهما السلام) در آن عبادت مي کردند و به مرور زمان اطراف آن پر شده و به شکل سرداب درآمده، ميان علما دو نظريه هست:
1. سرداب غيبت ازهمان اوّل سرداب بوده و محلّ عبادت سه امام معصوم(عليهم السلام)مي باشد.
در توضيح اين نظريه بايد گفت: کرانه چپ رود دجله ـ که در امتداد سامرا قرار دارد ـ از کرانه راست آن، چند متر بالاتر است. در زير لايه خاکي اين زمين مرتفع، يک لايه سنگي وجود دارد که در ميان دانشمندان زمين شناسي به نام «شفته طبيعي» معروف است. اين لايه سنگي، از ريگهايي در اندازه هاي متفاوت شکل گرفته که ماده اي چسبنده آنها را به يکديگر چسبانده است.
ارتفاع زمين از سطح آب (همانگونه که گفته شد)، از يک سو و وجود لايه سنگي در عمق نسبتاً اندک، از جانب ديگر، کندن سرداب هاي گود و عميق را در زير ساختمانها آسان مي کند. به همين جهت سرداب هاي فراواني، چه در زير بقاياي کاخ ها و خانه هاي باستاني و چه در زير طبقات بناهاي کنونيِ سامرا به چشم مي خورد.
آيت الله سيد محمدکاظم قزويني، ضمن قبول اين نظريه، مي نويسد:
«بيشتر منازل در مناطق گرمسير عراق، سرداب داشته اند تا ساکنان از شدت گرما به آن پناه ببرند. خانه امام نيز سرداب داشته است. اين سرداب خانه سه تن از امامان شيعه است نه اينکه حضرت در آنجا پنهان است...»
2 . محل فعلي که به «سرداب غيبت» مشهور است، ابتدا حجره اي بوده، که امام هادي و عسکري(عليهما السلام) در آن به عبادت مشغول بودند.  «حضرت امام علي النقي و امام حسن عسکري(عليهما السلام) مکاني را براي عبادت خويش قرار داده بودند. همين جايي که الآن، به آن سرداب مي گويند، آن وقت سرداب نبود، حجره اي بود که اين دو بزرگوار آنجا عبادت مي کردند. متوکل مأموران را شبانه به منزل امام علي النقي(عليه السلام) فرستاد، مأموران ايشان را از همينجا بردند، از جاي عبادتشان به اينجا راهي داشته، از محل زندگي حضرت که الآن جاي قبرآن حضرت است. اکنون اطراف آن بالا آمده و آنجا مانند سرداب شده است.»

سرداب غيبت
سرداب مقدّس غيبت، از سه بخش تشکيل شده است که عبارتند از: 1 . غرفه شش ضلعي 2 . غرفه مستطيل کوچک، که به «مصلاّي زنان» معروف است 3 . غرفه مستطيل بزرگ، که به «مصلاّي مردان» شهرت دارد. اين بخش ها به وسيله دو راهرو بلند و طولاني به يکديگر متصل مي شود.

حجره غيبت
در انتهاي غرفه «مصلاّي مردان»، دري چوبي معروف به «باب غيبت» بوده است. اين درِ زيبا و ديدني، به دستور «ناصر لدين الله» خليفه عباسي و سرپرستي «معدبن الحسين بن سعدالموسوي (م 617)» ساخته شد. در ماه ربيع الثاني سال 606 کار ساخت آن به پايان رسيد. اين درِ زيبا که به نقش و نگار و نوشته هاي زيبا مزيّن است، به طرز دلپذيري ساخته شد و بيانگر دقت زياد و چشمگير در فن نجاري و نهايت نازک بيني و ظريف کاري است. دانشمندان غربي موفق به ارزشيابي اين درِ قيمتي نشده اند.
اين درِ بزرگ و زيبا، مصلاّي مردان را به حجره اي کوچک در ابعاد 180 سانتيمتر در 150 سانتيمتر وصل مي کند. اين اتاق کوچک به «حجره غيبت» يا «محل غيبت امام زمان(عليه السلام) » مشهور و معروف است و چاهي معروف به «چاه غيبت» در گوشه آن قرار دارد.

امام زمان(عليه السلام) در سرداب غيبت
سرداب غيبت، محل عبادت و مخفيگاه امام زمان(عليه السلام) بود. حاکمان عباسي چندين مرتبه قصد داشتند از همين مکان، امام را دستگير و زنداني کنند. جامي حنفي روايت مي کند:
«مأموران حکومتي براي دستگيري امام زمان(عليه السلام) به منزل حضرت رفتند. ديدند در خانه مرد سياهي نشسته، پشم مي ريسد. پرسيدند: صاحب خانه کجاست؟ جواب داد: در خانه است. سربازان وارد منزل شدند و به محل سرداب رسيدند، در اين هنگام مشاهده کردند که سطح سرداب پر از آب است و در آخر سرداب سجاده اي انداخته اند و شخصي روي آن نماز مي خواند، يکي از آنان براي گرفتن حضرت، قدم در آب گذاشت، امّا نزديک بود غرق شود. دوّمي رفت، او نيز نزديک بود غرق شود و سومي و... عذر خواهي کرده و بي نتيجه برگشتند.
وقتي ماجرا را به خليفه گفتند، به شدت ناراحت شد و خطاب به آنها گفت: اگر اين ماجرا را جايي نقل کنيد، گردن شما را خواهم زد.»
و در مورد ديگر، هنگامي که حضرت مهدي(عليه السلام) دوران غيبت صغري را مي گذراند، «معتضد» خليفه عباسي تصميم گرفت حضرت را دستگير کند؛ لذا عده اي از سربازان حکومتي را فرستاد تا امام را دستگير و به حضور او بياورند. رشيق که خود جزو سپاهيان معتضد بود نقل مي کند:
«آنگاه لشکر فراواني را گسيل داشت. وقتي وارد خانه امام شدند، از سرداب صداي قرائت قرآن شنيدند. کنار درِ سرداب جمع شده و آن را به محاصره درآوردند تا حضرت مهدي(عليه السلام) صعود نکرده و از آنجا خارج نشود. فرمانده ايستاد تا همه لشکريان برسند. در اين هنگام امام از سرداب خارج شد و از جلوي آنان گذشت تا غايب گرديد. پس از لحظاتي فرمانده سپاه به لشکريان خود دستور داد: به سرداب برويد و او را دستگير کنيد. لشکريان که در راه آن حضرت را ديده بودند، گفتند: مگر از مقابل ديدگان شما نگذشت و رفت؟! فرمانده که به شدت عصباني شده بود، گفت: من او را نديدم، چرا شما او را دستگير نکرديد؟ جواب دادند: ما گمان کرديم شما او را ديده و تصميم گرفته ايد او را دستگير نکنيد.»

سرداب غيبت از ديدگاه اهل سنت
يکي از افسانه هاي موهومي که بعضي از نويسندگان اهل سنت به شيعه نسبت مي دهند، اين است که گويا شيعه اعتقاد دارد «مهدي موعود» در سردابي در سامرا پنهان شده و روزي از آنجا ظهور خواهد کرد!
شيخ عبدالعزيز بن عبدالله بن باز، ضمن پذيرفتن صحّت احاديث منقول از پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) درباره مهدي منتظر(عليه السلام)، طبق مقتضاي طبيعتش، نيشي بر شيعه مي زند و به نقل از «ابن کثير» مي نويسد:
«مهدي آخرالزمان يکي از خلفاي راشدين است ولي او همان منتظري نيست که به پندار رافضه در سرداب است و اميدوارند که روزي از آنجا بيرون آيد!»
اين حرفها واقعيت ندارد و برخي از عالمان شيعه به اين مطالب واهي جواب داده اند؛ سيد صدرالدين صدر در جواب اين مطالب دروغ مي نويسد:
«از کتاب الصواعق المحرقه چنين استفاده مي شود که شيعه اماميّه، يا گروهي از آنان، چنين مي پندارند که مهدي منتظر در سرداب پنهان شده و يارانش با اسبان خود در کنار سرداب ايستاده و خواستار بيرون آمدن وي هستند.
اي کاش نويسنده، مدرک خود را در اين زمينه ذکر مي کرد و به گمان من نويسنده هرگز از حجاز بيرون نيامده و عراق را هم از نزديک نديده و به طور قطع سامرا را هم زيارت نکرده است و گرنه به خوبي مي فهميد که اين ادعا هرگز صحت و حقيقت ندارد.»
علامه سيد مرتضي عسکري درباره سرداب غيبت مي گويد:
«عالم مصري، شيخ محمود ابوريه، که بعد از خواندن کتاب عبدالله سبا شيعه شد، براي من از مصر نامه نوشت که شما (شيعيان) عصرهاي جمعه سوار بر اسب مي شويد و شمشير به دست، مي رويد و در مقابل سرداب غيبت مي ايستيد و مي گوييد که يابن الحسن! ظاهر شو و خروج کن. در پاسخ او نوشتم من در بغداد به دنيا آمده ام و مدتي هم در سامرا بوده ام. چنين چيزي که شما مي گوييد درست نيست.»
آيت الله لطف الله صافي گلپايگاني نيز در اين باره مي نويسد:
«يکي از افتراهاي مغرضين و دشمنان شيعه و اهل بيت(عليهم السلام) اين است که مي گويند: شيعه معتقد است امام در سرداب غيبت کرده و در سرداب باقي است و از سرداب ظاهر خواهد شد و هر شب بعد از نماز مغرب بر در سرداب مي ايستند تا ستارگان نيک آشکار گردند، سپس متفرق مي شوند تا شب آينده!
ما در تکذيب و ردّ اين افترا و تهمت، محتاج به هيچگونه توضيح نيستيم، همه مي دانند که اين گونه افتراها از امثال ابن خلدون و ابن حجر، جعل و بر اساس انگيزه دشمني با شيعه و انحراف از اهل بيت و تمايل به بني اميه و دشمنان خاندان رسالت است. اين نويسندگان و کساني که بعد از آنها آمدند، تا زمان ما، به جاي اينکه عقايد و آراي شيعه را از خودشان و کتاب هايشان به دست آورند، به جعل و افترا پرداخته و يا جعليات و افتراهاي پيشينيان را ملاک و ميزان درباره عقايد شيعه و معرفت آراي آنها قرار مي دهند و خود و ديگران را گمراه مي سازند.
کسي از شيعيان نگفته است که امام در سرداب سامرا مخفي است، بلکه کتب و روايات شيعه، همه اين نسبت را تکذيب مي کنند.»
استاد ابراهيم اميني نيز ضمن ردّ اين اتهام مي نويسد: «اين نسبت، دروغ محض و از روي عناد صادر شده است و شيعيان چنين عقيده اي ندارند. در هيچ روايتي نيامده است که امام دوازدهم در سرداب زندگي و از آنجا ظهور مي کند. هيچ يک از دانشمندان شيعه هم، چنين مطلبي را نفرموده اند.»

کرامات سرداب غيبت
در اين مکان مقدس، عده اي از دلباختگان و شيفتگان حضرت مهدي(عليه السلام) به حضورش شرفياب شده و به حاجات خود رسيده اند. که به دو نفر از آنها اشاره مي کنيم:

1 . آيت الله مرعشي نجفي
وي تشرّف خود در سرداب مقدس سامرا، به حضور حضرت ولي عصر(عليه السلام) را اين گونه بیان مي کند:
«زماني که در سامرا اقامت داشتم، مدتي شبها در سرداب مقدس، بيتوته مي کردم. زمستان بود. در اواخر يکي از آن شبها، که در سرداب مقدس بودم، ناگهان صداي پايي شنيدم. با آنکه درِ سرداب بسته بود، فوق العاده وحشت کردم که مبادا يکي از مخالفين شيعه و از دشمنان اهل بيت(عليهم السلام) باشد. شمعي که با خود داشتم، خاموش شده بود؛ امّا صدا و لحن نيکويي به گوشم رسيد که فرمود: سلام عليکم و نام مرا به زبان آورد. من جواب دادم و عرض کردم: شما کي هستيد؟ فرمود: يک نفر از بني اعمام شما. عرض کردم: درِ سرداب بسته بود شما از کجا وارد شديد؟ سيّد فرمود: "الله عَلي کُلِّ شَيْء قَدِيرٌ" من عرض کردم: اهل کجا هستيد؟ فرمود: اهل حجاز هستم. سيّد حجازي فرمود: چرا در اين وقت به اينجا آمده اي؟ عرض کردم: حوائجي دارم و به جهت آنها متوسل شده ام. فرمود: جز يک حاجت بقيه حوائج شما برآورده خواهد شد. سپس آن سيد حجازي سفارش هايي کردند؛ از جمله تأکيد بر اقامه نماز جماعت، مطالعه فقه، حديث و تفسير، صله رحم، رعايت حقوق استادان و معلمان و تأکيد در مطالعه و حفظ نهج البلاغه و ادعيه صحيفه سجّاديه. پس من از آن سيد حجازي خواستم که براي من به درگاه الهي دعا کند. پس دستها را به سوي آسمان برداشت و عرض کرد: الهي به حق النبي و آله، اين سيد را موفق به خدمت شرع فرما و حلاوت مناجات خود را به او بچشان و حبّ او را در قلوب مردم جاي ده و او را از شرّ و کيد شياطين مخصوصاً حسد، مصون فرما. در طيّ صحبت، آن سيّد حجازي قدري تربت حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) که با هيچ چيز مخلوط نشده و به اندازه چند مثقال بود، به من داد که مختصري از آن تربت هنوز نزد من است و يک انگشتر عقيق هم به من داد که هنوز هم آن را دارم و آثار فراواني از آن ديده ام. پس از آن ناگهان سيد حجازي ناپديد شد و من آن زمان فهميدم که آن سيد حجازي، همان امام زمان(عليه السلام) بوده است و متأسفانه در وقت حضور، ندانستم.»

2 . سيد محمد مهدي بحرالعلوم
سيد علي سبط بحرالعلوم، صاحب کتاب (برهان قاطع در شرح نافع) از سيد مرتضي (خواهر زاده سيد بحرالعلوم) که در سفر و حضر همراه سيد بود، روایت مي کند:
«در سفر زيارت سامرا، همراه سيد بحرالعلوم بودم، وي در حجره اي تنها مي خوابيد و من در حجره اي کنار حجره وي استراحت مي کردم. هميشه از او مواظبت مي کردم و شب و روز در خدمت او بودم.
شب که فرا مي رسيد، مردم دور او جمع مي شدند و از علم او استفاده مي کردند. در يکي از شبها متوجه شدم، سيّد حال صحبت کردن با مردم را ندارد و دوست دارد تنها باشد؛ با هرکس صحبت مي کرد اشاره اي مي کرد که زودتر مجلس را ترک کند. مردم متفرق شدند و کسي جز من باقي نماند. به من هم امر کرد حجره اش را ترک کردم، پس از مدتي در تعجب بودم که چرا سيد امشب اين رفتار را کرد. مدتي صبر کردم و به حجره سيد رفتم تا از حالش با خبر شوم. ديدم درِ حجره بسته است؛ از شکاف در نگاه کردم، مشاهده کردم چراغ روشن است ولي کسي در حجره نيست. در جستجوي سيد پرداختم، وارد صحن شريف عسکريين(عليهما السلام) شدم، ديدم قبّه عسکريين(عليهما السلام) بسته است. در اطراف حرم هم اثري از او نيافتم.
وارد صحن سرداب شدم، ديدم درهاي آن باز است. از پله هاي سرداب آهسته، آهسته پايين رفتم به نحوي که هيچ صدايي از رفتن من به گوش نمي رسيد، سه پله مانده به آخر، صداي همهمه اي شنيدم گويا کسي با ديگري سخن مي گويد، ناگهان سيد با صداي بلند گفت: سيد مرتضي! چه مي کني؟ چرا از خانه بيرون آمدي؟ عذر خواهي کرده و به راهم ادامه دادم به سرداب رسيدم و جز سيد کسي را نديدم، دانستم که او با ارباب خود خلوت کرده بود.»
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




ارسال توسط رامش

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
مسجد حنّانه در محله اي، در ميانه بزرگراه نجف ـ کوفه قرار دارد، و جايي است که بنا بر گفته روايات، هنگامي که سر امام حسين (عليه السلام) در آن قرار داده شده، به ناله پرداخته و يا تعظيم کرده است; از اين رو به حَنّانه مشهور است. ...
 
شهر نجف متبرک است به حرم مطهر حضرت آقا امیر المومنین (ع) و این شهر به علت دفن این امام بزرگوار مورد توجه شیعیان و علاقمندان اهل بیت (ع) است.

در شهر نجف اماکن متبرک فراوانی وجود دارد و از جمله:

1. قبرستان وادی السلام
 در روايات درباره این قبرستان آمده:
 

«هر مؤمني در شرق يا غرب جهان ديده از جهان بر گيرد به روح او ندا مي رسد که به وادي السلام ملحق شو» و بدين منظور فرشته اي است به نام «مَلَک نقّاله» که ارواح مؤمنان را از سرتاسر جهان به اين گورستان مي آورد.

2 ـ مقام حضرت صاحب الزمان (عجّ)

اين مقام گورستان وادي السّلام قرار دارد و جايگاه مقدسي است که به آن حضرت نسبت داده مي شود. از اين رو مردم به زيارت و نمازگزاردن در آن مي پردازند.
3ـ آرامگاه حضرت هود و حضرت صالح(عليهما السلام)
 

اين آرامگاه در بخش شروع گورستان وادي السلام واقع شده است. بنابر روايات اين دو پيامبر در اين سرزمين مدفون اند.

4 ـ مقام حضرت زين العابدين(عليه السلام)

بنا به گفته روايات، جايگاهي است که امام سجّاد(عليه السلام)هنگام زيارت قبر جدّ خود، در آنجا به نماز ايستاده است، و اين مقام در مغرب شهر نجف واقع است.

5 ـ مسجد حنّانه

اين مسجد در محله اي بدين نام، در ميانه بزرگراه نجف ـ کوفه قرار دارد، و جايي است که بنا بر گفته روايات، هنگامي که سر امام حسين (عليه السلام) در آن قرار داده شده، به ناله پرداخته و يا تعظيم کرده است; از اين رو به حَنّانه مشهور است.

6 ـ صافي صفا

مسجدي است که گفته مي شود امير مؤمنان(عليه السلام) در آنجا نمازگزارده و در گوشه اي از آن مدفن يکي از ياران حضرت قرار دارد.

7 ـ آرامگاه کُميل بن زياد نَخَعي

اين آرامگاه در ميان بزرگراه نجف ـ کوفه قرار گرفته و داراي صحن وسيع و گنبد بزرگي است. کميل از ياران باوفاي حضرت علي(عليه السلام) بود و دعاي کميل که حضرت آن را به وي آموخت، مشهور است.
8 ـ آرامگاه شيخ طوسي رحمه الله
او که يکي از مشاهير فقهاي اماميه و مؤسس حوزه علميه نجف است، در سال 460هـ . وفات يافت و در خانه خود مدفون گرديد، اين مکان پس از مدتي تبديل به مسجدي گرديد که طي ده قرن گذشته يکي ازمراکز تدريس حوزه نجف شمرده مي شود. امروزه اين مسجد به نام «جامع الشيخ الطوسي» در شمال حرم مطهر و به فاصله کوتاهي از آن قرار دارد و نيز در گوشه اي از اين مسجد آرامگاه علاّمه آية الله سيد محمد مهدي بحر العلوم قرار گرفته که از مشاهيرعلماي اماميه و متوفاي 1212 هـ . است.
 
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




ارسال توسط رامش

 

تور کربلا. تور زمینی کربلا.  تور هوایی کربلا.


امام حسین علیه السلام در پاسخ به نامه یکی از اصحاب خود رمز سعادت بشر را رضایت خدا بر رضایت دیگران دانسته اند.

متن روایت که حضرت امام صادق(ع) آن را نقل فرموده‌اند به شرح ذیل است:

قَالَ الصَّادِقِ (ع): كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع، يَا سَيِّدِي أَخْبِرْنِي بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ؟

فَكَتَبَ (ع) إِلَيْهِ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّهُ مَنْ طَلَبَ رِضَى اللَّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ كَفَاهُ اللَّهُ أُمُورَ النَّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النَّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى النَّاسِ وَ السَّلَام.

امام صادق علیه السلام فرمودند : مردى خدمت امام حسين بن على (ع) نامه ای نوشت و از آن حضرت  درخواست کرد که مرا از خير دنيا و آخرت آگاه كن؟

امام حسین علیه السلام در پاسخ  چنین نوشتند: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

اما بعد:

1-هر كسی در پی کسب رضاى خدا باشد،هرچند مردم از او ناراحت باشند ،خدا اموراو  را به سرانجام می رساند.

2- ولی هر کسی به دنبال کسب  رضایت  مردم باشد  در حالی که خدا را خشمگین کرده باشد، خدا کار او را به مردم  واگذارمی کند.





ارسال توسط رامش

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

پروردگار عالم روی رحمتی که به مخلوقات خود دارند محبت امام حسین را در ذات همه اشیا و موجودات عالم قرار داده است . سر این که بکت له جمیع السموات و الارض مربوط به این است که این محبت موجودات یک قضیه تکوینی است و اگر الآن کسی است که این محبت امام حسین را در ظاهر ندارد این از روی غفلت است و نه تنها انسانها بلکه همه موجودات عالم و حیوانات در شب عاشورا برای امام حسین گریه می کنند . در روایت شریف اصول کافی داریم که محمد بن مسلم می گوید از مدینه می آمدیم به مکه یک وقت یک گرگ نزدیک امام باقر شد وبا آقا صحبت کرد بعد از این که رفت من از امام سؤال کردم که این چه بود ؟ گفت : این از ما خواست که برای ماده اش که آبستن بوده است دعا کنیم تا راحت بچه اش را بدنیا بیاورد و همچنین این که از نسلش کسی بر شیعیان و محبان ما مسلط نشود . لذا در عالم حیوانات این شعور و محبت به صاحبان حقیقی عالم کاملا وجود دارد . در فطرت در همه یهود و مسیحی و کافر هم این محبت وجود دارد که به غفلت سپرده شده است .

در زیارت ناحیه مقدسه گریه تمام مخلوقات در مصیبت امام حسین (ع)ذکر شده است: «آسمان و ساکنانش، و بهشت و نگهبانانش، و کوه‌ها و دامنه‌هایش، دریاها و ماهیانش، باغ‌های بهشت و نوجوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم (ع)، مشعرالحرام و حرم خانه خدا و اطراف آن، همگی در ماتم تو گریستند.»[۱]

بعدازظهر عاشورا هنگامی‌که احدی از مردان اهل‌بیت و اصحاب آن حضرت باقی نمانده بود جزامام سجاد (ع)، و هوا بسیار گرم و جگرها سوخته و لب‌ها تشنه بود، و زمین و زمان، ملائکه و ارواح انبیاء نظاره‌گر بودند بر آقای غریب و مظلومی که لحظات آخر عمر خود را در این دنیا سپری می‌نمود و با بدن پر از تیر و مجروح از ضربه‌های شمشیر و نیزه و سنگ، و با دلی پر از غم از داغ برادران و فرزندان و بستگان و یارانش، و قلبی شکسته روی زمین گرم کربلا قرار گرفته بود، می‌فرمود: «أاقتل عطشانا و جدی محمد المصطفی؛ من تشنه کشته شدم حال‌آنکه جدم حضرت محمد مصطفی است؟»
پس از لحظاتی که آن واقعه دردناک و مصیبت عظمی هستی را عزادار خود نمود، عوالم چندگانه از عرش تا فرش، جن و انس، حیوان و آب و گیاه و سنگ و هوا و بهشت و جهنم همه دگرگون گشت و در عزای آن حضرت هر کدام به زبان خود نوحه و زاری نمودند، و این مجلسی عمومی و عزایی همگانی در عصر عاشورا بود

همزمان با جدا شدن سر مبارک آن حضرت جبرئیل فریاد برآورد: «قد قتل الحسین (ع)بکربلا؛ کشته شد حسین بن علی (ع)در کربلا»

صاحبان چشم یعنی جن و انس و حیوانات گریستند. آسمان‌ها خاکستر سرخ و خون باریدند.خورشید سرخ گشت و کسوف آغاز شدصف‌های ملائکه به هم خورد و دست از عبادت برداشتند درختان با خارج شدن خون از شاخه‌هایشان گریستند
هوا با ظلمت و تاریکی و گرد و خاک و بادهای سرخ نالید که مردم فکر کردند عذاب نازل شده است زمین با زلزله برای آن حضرت خروشید. کوه‌ها مضطرب شدند و بعضی متلاشی شدند.

پرندگان با گریه نالیدند: «ألا قتل الحسین (ع)بکربلا؛ آگاه باشید امام حسین (ع)در کربلا کشته شد!»

دریاها با منشق شدن و رفتن بعضی داخل بعضی دیگر و تولید موج نمودن، و ماهیان با خارج شدن از آب، جنیان با نوحه گری و مرثیه سرایی، عموم مردم به اضطراب خاطر و دلهره و از خواب پریدن، تأثیر خود از عزای حسین (ع)را نشان دادند.همزمان با این واقعه ملکی از دل عرش ندا داد: ای امت ظالم گمراه بعد از نبی خود، خداوند شما را برای درک عید فطر و قربان موفق نکند

ملکی دیگر در این روز بال‌های خود را روی دریاها باز کرد و ندا داد: ای اهالی دریاها، لباس حزن و اندوه بپوشید که فرزند رسول خدا را سر بریدند
ملائکه یک باره به ناله در آمدند و گفتند: خدایا! چه می‌کنند با امام حسین (ع)برگزیده تو و فرزند برگزیده تو؟
    اگر بدانید در زمان شهادت حضرت چه بر اهل عالم می‌گذرد گریه می‌کنید به حدی که جان بدهید.

در این هنگام کنیزی از طرف خیمه‌گاه می‌آمد. گفتند: کجا می‌روی؟ گفت: می‌روم از آقایم برای بانوان حرم خبر بیاورم. گفتند: آقای تو کشته شد. به سرعت به خیمه‌ها بازگشت درحالی‌که بر صورت می‌زد و صدایش به ناله و گریه بلند بود
در این هنگام ذوالجناح از مقتل به‌طرف خیمه‌ها می‌رفت درحالی‌که می‌گفت: «الظلیمه الظلیمه من أمه قتلت ابن بنت نبیها؛ وای، وای، از امتی که پسر دختر پیامبرشان را کشتند.»

در این هنگام عقیله بنی‌هاشم زینب کبری (س) از خیمه‌ها به‌طرف مقتل سید الشهداء (ع)می‌رفت و با گریه می‌فرمود: «یا أخاه، یا سیداه»

در این هنگام لشکر برای به یغما بردن آنچه در خیمه‌ها‌ی اولاد رسول خدا(ص) و نور چشمان فاطمه زهرا (س) بود از یکدیگر سبقت می‌گرفتند.

علویات و فاطمیات، دختران رسول خدا(ص) حسب الامر حضرت زین‌العابدین (ع)که به عمه‌اش حضرت زینب (س) فرموده بود، با گریه از خیمه‌ها بیرون آمدند و رو به بیابان نهادند و در این زمان دود و آتش از خیمه‌ها بلند شده بود در این زمان بود که عقیله بنی‌هاشم (س) با دلی سوزان و چشمی گریان و قلبی محزون می‌فرمودند: «وا محمداه! صلی علیک ملیک السماء، هذا حسین مرمل بالدماء، مقطع الأعضاء و بناتک سبایا»

در این روز بود که «أبکت والله کل عدو و صدیق؛ با سخنانش دوست و دشمن را گریاند.»

ابوذر بعد از ذکر واقعه کربلا درحالی‌که گریه می‌کرد فرمود: «اگر بدانید در زمان شهادت حضرت چه بر اهل عالم می‌گذرد گریه می‌کنید به حدی که جان بدهید.»
 

 گریه ذوالجناح

یکی از موارد قابل توجه در واقعه کربلا گریه اسب امام حسین (ع)در مصیبت آن حضرت است. در زیارت ناحیه، این منظره جانسوز را چنین ترسیم فرموده است: «و أسرع فرسک شاردا إلی خیامک قاصدا محمحما باکیا؛ اسب شما شیون کنان از شما دور شده، شیهه کشان و گریه کنان به قصد خیام حرم سرعت گرفت.
امیرالمؤمنین (ع)فرمود: فرزندم در کربلا عطشان شهید می‌شود، و اسب او می‌رود و شیهه می‌کشد و می‌گوید: «الظلیمه الظلیمه من أمه قتلت ابن بنت نبیها؛ فریاد، فریاد، از امتی که پسر دختر پیامبرشان را کشتند.»
هنگامی‌که حضرت اباعبدالله (ع)روی زمین افتادند، این حیوان در اطراف حضرت بود و از آن حضرت مواظبت می‌نمود. عده‌ای را زخمی نمود وعده‌ای را از بین برد، ولی بعد از شهادت شروع به بوئیدن و بوسیدن بدن شریف و جسم مبارک آن حضرت نمود، و در همان حال مانند کسی که عزیز خود را از دست داده فریاد و صیحه می‌زد و می‌گریست بحدی که هر کس حاضر بود تعجب کرد.

سپس به‌طرف خیمه‌های فاطمیات حرکت کرد و زمانی که آن مخدرات زین واژگون و یال پر از خون ذوالجناح را دیدند از خیمه‌ها بیرون دویدند و جامه‌ها چاک زدند و سیلی بر روی زدند و فریاد «وامحمداه، واعلیاه، وافاطمتاه، واحسناه، واحسیناه» از زینب کبری (س) و علویات بلند گردید. بحدی که ملائکه آسمان به تضرع در آمدند. یکی از دختران امام حسین (ع)به ذوالجناح گفت: «هل سقی أبی او قتل عطشانا؛ آیا کسی به پدرم آب داد یا تشنه کشته شد؟»

همین‌که آن اسب این سخن را از او شنید چشمهایش پر از اشک شد و بیرون خیمه‌ها (یا پشت خیمه‌ها) خود را بر خاک انداخت و آن‌قدر سر خود را روی زمین زد تا از دنیا رفت.

 

 گریه ملائکه

در زیارت ناحیه مقدسه می‌فرماید: «واختلفت جنود الملائکه المقربین تعزی أباک امیرالمؤمنین ملائکه در دسته‌های مختلف در آن روز برای عرض تسلیت بر این مصیبت خدمت امیرالمؤمنین (ع)می‌رسیدند.»

۱ـ ملکی که خبر شهادت امام حسین (ع)را برای حضرت رسول(ص) آورد جبرئیل بود. او درحالی‌که با خود تربت آن حضرت را آورده بود و بوی خوشی از آن به مشام می‌رسید، بال‌های خود را باز کرده بود و ناله و گریه می‌کرد.

۲. جمیع ملائکه زمین و آسمان و رضوان و مالک و حاملان عرش بر آن حضرت گریستند
۳ـ امام صادق (ع)می‌فرماید: ملائکه‌ای که نزد قبر آن حضرت هستند گریانند و از گریه آن‌ها همه ملائکه هوا و آسمان می‌گریند
۴ـ صفوان جمال می‌گوید: امام صادق (ع)را در بعضی از راه‌های مدینه دیدم و ما قصد مکه داشتیم. عرض کردم: ای پسر رسول خدا، شما را محزون و ناراحت و دل‌شکسته می‌بینم؟ امام (ع)فرمود: اگر تو می‌شنیدی آنچه من می‌شنوم این سؤال را نمی‌کردی. عرض کردم: چه چیزی را می‌شنوید؟ فرمود: نفرین ملائکه بر قاتلان امیرالمؤمنین (ع)و قاتلان حسین بن علی (ع)، و گریه جن و ملائکه و شدت جزع و ناله آن‌ها.

چه کسی با این حال میل به غذا و آشامیدنی و خواب دارد؟

۵ـ امام صادق (ع)می‌فرماید: چهار هزار ملکی که برای نصرت سید الشهداء (ع)آمدند و حضرت اجازه نفرمود، تا روز قیامت نزد قبر آن حضرت گریان و غبار آلود هستند؛ و رئیس آن‌ها ملکی به نام «منصور» است.

۶ـ امام صادق (ع)می‌فرماید: ماجرای عاشورا که اتفاق افتاد ملائکه ضجه زدند و به درگاه الهی ناله کردند که بارالها این چنین می‌کنند با حسین، برگزیده و فرزند نبی تو؟! ندا رسید: ملائکه من، آرام باشید. به عزت و جلالم قسم که از آن‌ها انتقام می‌گیرم.

سپس خداوند متعال امامان از فرزندان حسین (ع)را به ایشان نشان داد و ملائکه شاد شدند. در این هنگام دیدند یکی از آن برزگواران به نماز ایستاده است. خداوند متعال فرمود: از آنان انتقام خواهم گرفت به این آقایی که ایستاده است.

۷ـ در روایتی امام صادق (ع)می‌فرماید: ملائکه روز و شب با ملائکه حائر حسینی مصافحه می‌کنند، ولی ملائکه حائر از شدت اشکی که می‌ریزند نمی‌توانند جواب آن‌ها را بدهند، و منتظر می‌شوند تا طلوع فجر و بعد جواب آن‌ها را می‌دهند و از مسائل آسمان‌ها سؤال می‌کنند. در بین این دو وقت، نه حرفی می‌زنند و نه سستی در گریه و دعا دارند.
۸ ـ امام صادق (ع)می‌فرماید: وقتی فاطمه (س) به زوار آن حضرت نگاه می‌کند، چنان ناله و گریه‌ای می‌نماید که ملکی در آسمان‌ها نمی‌ماند مگر آنکه بر گریه آن حضرت گریه می‌کند، تا آنکه رسول خدا(ص) آن حضرت را ساکت می‌نماید.
۹ـ امام صادق (ع)فرمود: ملائکه چهل روز بر حسین بن علی (ع)گریستند.

 

 نوحه و گریه جن

در روایات بسیاری وارده شده که مؤمنین جن بر آن حضرت گریستند، به صورتی که اشک آنان جاری شد همچنین در کتب متعددی از شیعه و سنی اشعار آن‌ها ذکر شده است به‌طوری‌که بعضی از شعرا مانند دعبل با شنیدن آن اشعار شعر سروده‌اند.

سیوطی می‌گوید: این دو بیت را جنیان در کربلا می‌گفتند و نوحه می‌نمودند و مردم بارها شنیدند:

مسح الرسول جبینه

أبواه من علیا قریش

فله بریق فی الخدود

و جدّه خیر الجدود

 شبی در بصره شنیده می‌شد که گوینده‌ای می‌گوید:

ان الرماح الواردات صدورها

و یهللون بأن قتلت و إنما

فکأنما قتلوا أباک محمدا

نحو الحسین یقاتل التنزیلا

قتلوا بک التکبیر و التهلیلا

صلی علیه الله أو جبریلا

 

نوحه بانوان جنی نیز به این صورت بوده است:

نساء الجن یبکین من الحزن شجیات

و یندبن حسینا عظمت تلک الرزیات

و أسعدن بنوح للنساء الهاشمیات

و یلطمن خدودا کالدنانیر نقیات

عده‌ای از اجنه برای نصرت حضرت سید الشهداء (ع)در وقت خروج آن حضرت از مدینه خدمتش مشرف شدند ولی آن حضرت فرمود: «موعد ما کنار قبرم! وقتی من در بقعه‌ام دفن شدم به زیارت من بیایید.»

عده‌ای دیگر روز عاشورا برای یاری آن حضرت آمدند، ولی امام حسین (ع)اجازه ندادندجمعی از آن‌ها برای حضرت از محل خود حرکت کردند ولی وقتی رسیدند که شب یازدهم بود و دیدند آن بزرگوار شهید شده است. لذا عده‌ای مرثیه می‌خواندند وعده‌ای گریه می‌کردند.

این گریه و زاری ادامه پیدا کرد وعده‌ای در مدینه وعده‌ای در بصره و جمعی در بیت المقدس صدا به ناله و گریه بلند کردند.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




ارسال توسط رامش

ثبت نام تور کربلا هوایی پاییز 95

تور کربلا و نجف از تهران به صورت هوایی

بقاع متبرکه عراق شامل حرم مطهر حضرت علی علیه السلام در نجف اشرف ، حرم مطهر حضرت حسین بن علی علیه السلام و حضرت عباس سلام الله علیه در کربلا به همراه زیارت امام موسی کاظم علیه السلام و امام جواد علیه السلام در کاظمین و در صورت امنیت زیارت امام هادی و امام حسن عسگری علیه السلام در سامراء

اقامت زایران ایرانی اهل بیت (س) در بهترین هتل های 4 ستاره نزدیک به حرم - پیاده به حرم می توانند بروند.

پرواز با پروازهای شرکت ایر باس

زمان حرکت تور زیارتی کربلا  چهارشنبه هر هفته

ثبت نام تور کربلا

خدمات تور کربلا و نجف هوایی::

  • ترانسفر فرودگاهی رفت و برگشت
  • گشتهای زیارتی ویژه در صورت امنیت
  • بیمه تا سقف 126 میلیون تومان
  • با مداح و مدیر کاروان
  • اقامت5 شب در کربلا 2 شب در نجف
  • صبحانه ناهار شام
  • بلیط رفت و برگشت هواپیما

ثبت نام تور کربلا هوایی

تور کربلا قیمت :

در هتلهای درجه یک  با خدمات و کیفیت عالی

**شروع قیمت از 1.500.000 تومان میباشد

 

توجه داشته باشید قیمت ایام عادی با ایام ویژه تفاوت دارد

هزینه خروج از کشور 37500تومان و ورود به کشور عراق 10 دلار به عهده مسافر میباشد




تاریخ: پنج شنبه 11 آذر 1395برچسب:ثبت نام تور کربلا ,
ارسال توسط رامش

هتل برج الصفا شهرکربلا مسافرین زیادی را به خود جذب کرده است از هتل های شیک کربلا است . این هتل هم شیک هم مجهز و تمیز هست و اتاق های این هتل دارای امکانات متنوعی میباشد.فاصله این هتل تا حرم ۴۸۰ متره تقریبا به حرم امام حسین نزدیکاست و میتونید هم با ماشین و هم پیاده به حرم بروید و تقریبا ظرفیت این هتل حدود ۷ کاروان می باشد و جزو گروه قیمتی ب می باشد با شرکت در تور کربلا ارزان قیمت میتونید به این هتل رفته و لذت ببرید بهتون پیشنهاد میکنم به هتل یاسمین در کربلا هم سری بزنید.

    آدرس:کربلاء – خيابان علقمه – باب الخوان – کنار هتل شرق الوسط
    فاصله تا حرم:۴۸۰متر -نزدیک
    ظرفیت (بر حسب کاروان):۷کاروان
    گروه قیمتی :ب
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.




ارسال توسط رامش

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 66 صفحه بعد